۱۰:۰۰ ب.ظ ۱۳۹۶-۱۱-۲۰

لغت نامه سینمایی

آنچه که در سینما اشتباه می گیریم!

مکانی برای نشستن که حداقل پنج دقیقه ابتدای فیلم، مخصوص یافتن آن است. همیشه هم یک نفر در صندلی کناری می نشیند که ناهار خود را با پیاز یا سیر تناول کرده و فرصت تنفس به آدم نمی‌دهد.

نویسنده:

راه راه:
پاپ کورن: دانه سفید رنگ که از خانواده ذرت است و به کار بد فیل ربطش می دهند. عامل اعصاب خوردی و خرت خرت نفر پشت سری در نقطه ی اوج فیلم.

چیپس: یک نوع خوراکی که از ورقه های سیب زمینی تهیه شده و خودش در سینما اصلا مهم نیست، بلکه این مهم است صدای چرق چرق بسته بندی اش به همراه غیبت عمه الهه در سکوت سالن سینما به گوش برسد.

گیشه: مکانیست در ابتدای ورودی ساختمان سینما که منشأ بسته شدن پیاده رو مقابل است. هیچ کس نمی‌داند که چرا همواره اکثریت صف، بعد از کمی صحبت کردن از صف خارج شده و به افق می پیوندند!؟

بوفه: مکانی در ورودی سالن سینما که منشا تمامی آلودگی های صوتی در سالن به جز غیبت عمه الهه است. قبل از شروع فیلم، مسئول بوفه وقت سرخاراندن ندارد و بعد از شروع فیلم آنقدر وقت دارد که سرش را بخاراند تا موهایش بریزد.

صندلی سینما: مکانی برای نشستن که حداقل پنج دقیقه ابتدای فیلم، مخصوص یافتن آن است. همیشه هم یک نفر در صندلی کناری می نشیند که ناهار خود را با پیاز یا سیر تناول کرده و فرصت تنفس به آدم نمی‌دهد.

پرده سینما: یک عدد ملحفه سفید که ابتدا و انتهای سینما را مشخص می کند و بیننده چه اول سالن چه آخر سالن بنشیند،چشمش را درب و داغان می کند.

آپاراتچی: یک عدد کارمند همراه با کلاه نقابی، که همیشه در یک تاریک خانه چپیده و از آنجا جُم نمی‌خورد.وی تنها کسی است که تیتراژ انتهایی فیلم را ملاحظه می‌کند.

آپارات: وسیله ای مربوط به چند قرن پیش که صدای “ترررررررر” آن از صدای فیلم بیشتر بوده که بعد از آمدن ویدئو پرژکتورهای n میلیون تومانی، رسما جایش از اتاق آپارات به جلوی در سینما برای دکور تغییر کرده است.

بلیط: تکه برگ کاغذی که چندسال آزگار قرار بوده پشتش”محل تبلیغات شما” باشد ولی تغییری نکرده است.بلیط تکه کاغذی است که مخاطب را از وضعیت “خرپول” به “بینوای گدا” تبدیل می‌کند.

سالن سینما: یه عدد تاریکخانه که بعد از خاموش شدن چراغ‌های آن و شروع فیلم، انسان بیشتر حس خوابیدن تا تماشای فیلم دارد. محیطی که در آن سر و صدا ممنوع بوده، ولی یبت عمه الهه این قانون را خرد و خمیر کرده است.

روز سه شنبه: روز سیاه بختی تهیه کننده بدبخت که علاوه بر پیاده رو مقابل سینما،راه بندان در خیابان های منتهی به این فضا نیز اتفاق می‌افتد. روز سه شنبه روزی است که مگس هم در سطح شهر پر نمیزند، اما جلوی در سینما تلفات گرفته می شود.اگر تصمیم دارید که فامیل های قدیمی و حتی پدربزرگ خدابیامرز خویش را ببینید،تصمیم بگیرید تا یک روز سه شنبه به سینما بروید.

دیدگاه بگذارید

1 دیدگاه برای "تسبیح، آباژور و زنان مظلوم سرزمین من!"

avatar
  Subscribe  
اطلاع از
safura

داریم منیژه حکمت رو میخونیم میخندیم… هی میخونیم هی میخندیم… چققققد بدبختیم آخه
؛)