آب خوردن با پارچ

۲:۵۲ ب.ظ ۱۳۹۷-۰۱-۲۶

«پروفسور لیوان اف» و همکار بی ملاحظه اش

اختراعات خلاقانه بشری

کجا پروفسور؟ همین جوری مفت مفت حقوق می گیری که چی؟ یک ماهه که هیچی اختراع نکردی تن لش! بشین یه چیزی اختراع کن که نون حلال سر سفره زن و بچه ببری.

نویسنده:

راه راه: اختراعات و اکتشافات، به ما کمک می کنند که زندگی بهتر و آسانتری داشته باشیم. در ادامه شما را با خلاقانه ترین و جدیدترین اختراعات بشری آشنا می کنیم. همه این اختراعات در سال اخیر به ثبت رسیده اند، و کانال نیمکت، اولین رسانه ای است که آن ها را به جهانیان معرفی می کند.
???

?لیوان
«پرفسور دیمیتری لیوان اف» یک روز گرم تابستانی وارد اتاق کارش شد. او خیلی تشنه اش بود. به همین خاطر یک بستنی عروسکی خورد تا تشنگی اش کم شود؛ اما نشد. بعد یک بطری «دوغ آبعلی اف» (نام یکی از روستاهای روسیه) را سرکشید ولی باز عطش اش برطرف نشد. او همانطور که گاوگیجه گرفته بود، ناگهان یاد یک جمله پندآمیز افتاد که از طریق کانال تلگرامی «پروفسور سمیعی اف» (چیه فکر کردید فقط ما پروفسور سمیعی داریم؟) افتاد. آن جمله حکمت آمیز این بود: «هر وقت تشنه ات شد، آب بخور!» «پروفسور لیوان اف»، در حالی که اشک توی گلویش و بغض توی چشمش جمع شده بود سر یخچال رفت تا آب بخورد. اما یک مرتبه، یک تار سیبیل همکارش را توی پارچ دید. پروفسور لیوان اف، که به بیماری روانی «چندش از سیبیل بقیه» دچار بود، حالش بد شد و در یخچال را بست. تشنگی، خیلی به پروفسور فشار آورد. هی همینطور فشار می آورد.

?او راهی به ذهنش رسید. او پیش همکارش رفت و از خواست تا سبیلش را کوتاه کند. همکارش هم قبول کرد و ماجرا به طور کلی حل شد. اما از آنجایی که این داستان، در مورد اختراع لیوان است، بنابراین همکار حرفش را پس گرفت و گفت: «نمی خوام سبیلام رو کوتاه کنم! به تو چه مردیکه فضول!» و از آنجایی تر که نباید داستان ما بدآموزی داشته باشد، همکار پروفسور جمله اش را اصلاح کرد و گفت: «من دوست ندارم سبیلم را کوتاه کنم همکار عزیزم.» پروفسور لیوان اف، کمی فکرد ولی راهی به ذهنش نرسید. او کمی بیشتر فکر کرد و ناگهان باز هم فکری به ذهنش نرسید.

آب خوردن با تنگ

?او که ناامید شده بود، می خواست به خانه برگردد که همکارش جلویش را گرفت و گفت: «کجا پروفسور؟ همین جوری مفت مفت حقوق می گیری که چی؟ یک ماهه که هیچی اختراع نکردی تن لش! بشین یه چیزی اختراع کن که نون حلال سر سفره زن و بچه ببری.» پروفسور که تحت تاثیر حرف های همکارش قرار گرفت، کمی دیگر فکر کرد و گفت: «آها!» و بدین ترتیب او یک وسیله ای اختراع کرد که کوچکتر از پارچ باشد و هرکس برای خودش یکی داشته باشد. نام این وسیله که شبیه یک لوله ی یک طرف بسته است، به افتخار پروفسور لیوان اف، «لیوان» نام گرفت. او در کنفرانس خبری رونمایی از این اختراع مهم گفت: «از این به بعد هرکس برای خودش یک لیوان خواهد داشت. این اختراع به گسترش بهداشت فردی و جمعی کمک خواهد کرد.»

?فردای آن روز، پروفسور به محل کارش رفت و دوباره تشنه اش شد. باز هم یک بستنی عروسکی و یک بطری «دوغ آبعلی اف» را حرام کرد و دوباره یاد جمله پروفسور سمیعی اف افتاد و همان مراحل دیروز و بالاخره بعد از دو ساعت رفت سر یخچال که آب بخورد. او لیوان شخصی اش را هم در دست داشت. اما باز هم دید که داخل پارچ، یک تار سبیل همکارش افتاده است. پروفسور لبخندی زد و سبیل دوستش را داخل لیوان انداخت و با خیال راحت، آب داخل پارچ را سر کشید.

?لازم به ذکر است که چون این اختراع، تازه ثبت شده است، هنوز در بسیاری از مناطق جهان، ملت از پارچ آب می خورند یا اینکه دهان مبارکشان را به شیر آب می چسبانند و دور از جان شما، شبیه بز، آب تناول می کنند. امید است با ورود لیوان به این مناطق، این بیماری (خوردن آب از پارچ و شیر) به کلی ریشه کن شود.

 

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
اطلاع از