۶:۰۸ ب.ظ ۱۳۹۷-۰۲-۰۶

ذكر جعبه الآمال السعودي وَقَعَ في القوطي

گاوچران گاودوش!

در مقامات به آن غایت رسید که صبح گاه تهدید می نمود و عندالغروب غلط کردم می فرمود که للانسان دهانٌ اذا اوپِنَه گل بگیرند فکش را.
گویند چون ایران داعش را ترکاند و بر وادی فقدان نشاند بانگ برآورد که من بودم و جمله جهان کف و سوت نمودند که نعم و ارواح پدرش را چنان خنده در گرفت که ساعتی از غم پس انداز این ولد ناخلف فارغ آمد و شهد حماقت در دهانش فائق آمد و گفت ای در روح پدرت!

نویسنده:

راه راه: آن در برابر خورشید چونان لامپ. آن برای حقوق بشر آپشن جامپ، آن کریزی آن مجنون آن دامپ، پرزیدنت دونالد ترامپ حذفه الله من ارضه.
هنگام سخن صاحب بمب و موشک و هنگام عمل پوشیده پوشک، برای خودش یک پا اسکندرک، چنگیزک، هیتلرک و بوشک و بن سلمان و آل سعود را همواره بر دوشک.
در مقامات به آن غایت رسید که صبح گاه تهدید می نمود و عندالغروب غلط کردم می فرمود که للانسان دهانٌ اذا اوپِنَه گل بگیرند فکش را.
گویند چون ایران داعش را ترکاند و بر وادی فقدان نشاند بانگ برآورد که من بودم و جمله جهان کف و سوت نمودند که نعم و ارواح پدرش را چنان خنده در گرفت که ساعتی از غم پس انداز این ولد ناخلف فارغ آمد و شهد حماقت در دهانش فائق آمد و گفت ای در روح پدرت!
در عهد ماضی، آمریکا را انتخاباتی عظیم در گرفت و حاربه الحاربین و مخترعه الداعشین، هلاری کلینتون وی را ملامت کرد که تو جنگ همی طلبی، دونالد را از این صفت چنان خروش در گرفت که با آن که رای خلق، هلاری را رئیس جمهورید، کرامت فرمود و پرزیدنت شد که حکما گفته اند دموکراسی آمریکا، نسخه ی دموی کراسی است و این نسخه را هنوز به نسخ اصلی آپ گرید نفرمودند که

به تسلیم از کمال نسخه هستی مشو غافل
که این نسخه دمو باشد، گران است آپ گرید آن را

گویند در بحر حیرت چنان مستغرق شده بود که ذهن و فراست در دیدگانش چون دود و عقل و خرد در جمجمه اش نابود، دست و پا همی زد که ناگاه جذبه‌ی شاسکول السیاسین، رابین الاربابین و خرمغز الاحمارین ، اسحاق رابین نتانیاهو، هوهو کنان چون جغد در وی فتاد و از سر انگشت عنایت، دست حماقت بر ژرفای طاقتش کشید و ترامپ که منِ خویشتن را مرید وی همی دید نعره بر کشید که:
مگه میتونم تو رو با کسی عوض کنم لعنتی صدام بزن هی بگو تا حظ کنم
دیوونه دیوونه دیوونه آخ دیوونه!

شبی در حلقه مریدان به بلاد شام همی شد و موشک در خورجین درایت پنهان که شام گیریم و حزب الله بندیم و حماس بمالیم و فایران برداریم که بانگی برآشفته صدازد که موی مرا نیز نتوانی گرفت و آن بانگ اسد بود و جمله موشکان پوشکان بدریدند و سوی بیابان خزیدند که اذا راینا الاسد، علینا موت کالجسد…

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارید

avatar
  Subscribe  
اطلاع از