۱۲:۰۱ ب.ظ ۱۳۹۷-۰۴-۰۳

رنجنامه حباب چاق

یک سوزن هم به ما بزنید!

رفتم پیش دکتر جهانگیری، ایشون معاینه کرد و گفت: چیزی نیست، حبابی! گفتم: اینو که خودم می‌دونم. ولی زیادی بزرگ شدم، الان از در، رد نمیشم می‌مونم رو دستتون. گفت: ناشکری نکن دیگه. همین میزان تورم خودش می‌تونه یه دستاورد بزرگ تلقی بشه.

نویسنده:

راه راه: همانگونه که مطلعید سندروم «تورم حباب» دارد بعضی چیزهای گرانبها از جمله سکه، ارز، مسکن و … را مبتلا می‌کند. با توجه به تماس‌های مکرر هموطنان، با یکی از این حباب‌ها –که جهت حفظ آبرو نامشان را ذکر نمی‌کنیم- تماس گرفتیم ببینیم ایشان بعد از ورم کردن چه کارهایی کرده‌اند و برای سایر حوزه‌های اقتصادی متورم شده چه راهنمایی‌هایی دارند:
«بنده حباب چیز هستم. از چند وقت پیش همین جوری الکی شروع به ورم کردم. هر کاری هم می‌کردم ورم بدتر می‌شد. کم‌کم حجم ما به جایی رسید که دیگر هیچ پوششی برای ما جوابگو نبود. لذا با حال زار و با یک فقره لنگ خود را به مطب دکتر سیف رساندیم.
به دکتر گفتم: اینجوری ورم کردم، حالا چکار باید بکنم؟ فرمودند: تقریبا هیچ!
گفتم: چرا؟ دارم می‌ترکم دکتر! آخه یه نسخه‌ای چیزی … گفت: شما که می‌دونی ما توی بانک مرکزی به این نسخه‌های غربی اصلا اعتقاد نداریم.
گفتم: خب با طب سنتی کاری بکنید گفت: با روش سنتی اصلا همچین مرضی نمیاد. ناچاریم بر‌گردیم به روش‌های غربی.
گفتم: خب اجراش کنید. گفت: پس تا الان داشتیم چکار می‌کردیم؟ روش غربی میگه دولت اصلا دست به بازار نزنه خودش درست میشه!
رفتم پیش دکتر جهانگیری، ایشون معاینه کرد و گفت: چیزی نیست، حبابی! گفتم: اینو که خودم می‌دونم. ولی زیادی بزرگ شدم، الان از در رد نمیشم می‌مونم رو دستتون. گفت: ناشکری نکن دیگه. همین میزان تورم خودش می‌تونه یه دستاورد بزرگ تلقی بشه. شما اصلا یادت میاد مردم حباب نداشتن بخورن؟
ویزیت دکتر نوبخت خیلی طول کشید. دکتر خیلی مشکوک نگاهم کرد و گفت: یعنی چی؟ گفتم: چی یعنی چی؟
گفت: عجیبه! گفتم چی عجیبه؟ بگید من طاقتشو دارم.
گفت: مال دولت قبل که نیستی، به سایر قوا هم که ربطی نداری، در اثر عدم ورود زنان به ورزشگاه‌ها هم که به وجود نیومدی. حالا چکارت کنیم؟ به آستان قدس منسوبت کنیم خوبه؟
گفتم اگه دکتر روحانی هم جوابم کردن باید برم همونجا دخیل ببندم. گفت: یه وقت نری پیش ایشون. می‌خوای دوباره مکدر بشن؟
گوش نکردم رفتم پیش دکتر روحانی.
گفتم قضیه اینجوره. ایشون با مشاهده وضعیت وخیم ما با لبخند گفت: خوبه.
گفتم: کجاش خوبه دکتر؟ گفت: هیچی. فقط صاف وایسا می‌خوام شوتت کنم توی زمین مقابل.
گفتم: نفهمیدم. گفت: بابا میری توی قضیه موشک و منطقه دیگه …
گفتم: بازم نفهمیدم. در حالی که دورخیز می‌کرد گفت: ولش. مواظب باش نترکی!
بعد نمی‌دونیم چی شد. چشم وا کردیم دیدیم در موقعیت حساس فعلی هستیم!
حالا از مسئولین محترم خواهشمندم ضمن جوالدوزهایی که شب و روز دارند به مردم و کشور می‌زنند، یک سوزن هم به ما بزنند! درست است که ما حباب چیز هستیم ولی قول می‌دهیم نترکیم که اوضاع آنها چیز نشود. با یک صدای یواش «فیس» آرام آرام خالی می‌شویم!

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
اطلاع از