۱:۵۷ ب.ظ ۱۳۹۵-۰۶-۲۷

مساوات چیزی است که در شهرآورد پايتخت رواج دارد

رهاوردِ شهرآورد

در يك شهرآورد، ممكن است اين تيم يا آن تيم برنده شوند، اما داور هميشه بازنده است. همه مردم هم او را قضاوت مي¬كنند. بعضي وقت¬ها، ديوار داور آن¬قدر كوتاه¬تر از همه ديوارها است كه انگار اصلاً ديوار نيست، خندق است.

نویسنده:

راه راه: موضوع انشاء: مساوات

با نام خدا صفحه¬کلید را پیش می¬کشم و تایپ می¬کنم. بر همگان واضح و مبرهن است که موضوع انشایم «مساوات» است. مساوات چیزی است که معمولاً در شهرآورد پایتخت رواج دارد. در این شهرآورد، گاهی آبی با قرمز مساوی می¬کند و گاهی قرمز با آبی؛ و این یعنی مساوات.

من فکر می¬کنم برای یک مساوات کامل، خوب است خانم¬ها هم برای خودشان شهرآورد راه بیندازند و آن را به سلیقه¬ی خودشان رنگ بزنند و مثلاً به جای قرمز و آبی، رنگ¬های صورتی و فیروزه¬ای داشته باشند.
البته من خودم رنگی نیستم؛ چون خودم را کوچکتر از آن می¬دانم که در بازی بزرگترها وارد شوم. من خودم در تبلتم بازی دارم؛ و اگر شبکه¬های اجتماعی بگذارند و اوقات فراغت پیدا کنم، آن بازی¬ها را انجام می¬دهم.

بر اساس تحقیقاتی که من در شبکه¬های اجتماعی داشته¬ام، به نظر بعضی¬ها، بازی «آبی و قرمز» خیلی وقت است رنگ عوض کرده و به یک مخلوط «بنفش»‌ تبدیل شده؛ و به همین خاطر است که خیلی¬ها به آن بازی «سرخ¬آبی-ها» می¬گویند. بعضی¬ها می¬گویند مسئول¬ها فکر می¬کنند در این شهرآورد، برد و باخت خیلی بد است و اگر این بازی برنده داشته باشد، همه باخته¬اند؛ چون آن¬وقت،‌ شهرآورد تبدیل می¬شود به «شهربرد»؛ یعنی موجش می¬آید و شهر را می¬برد به ناکجاآباد. به نظر مسئول¬ها، اثرهای فرهنگی آن زیاد است، آنقدر که فرهنگ لغت ناسزا از اتمسفر استادیوم آزادی آزاد می¬شود و در سطح وسیعی از جامعه ورق می¬خورد و مطالعه می¬شود و فحش¬های ناموسی به جایی که ناموس¬ها هستند هم می¬آید.

اما خیلی¬ها می¬گویند مساوات ِ زیادی در این سری بازی¬ها، آن را از بازی درآورده و به مسخره¬بازی تبدیل کرده؛ و با اینکه همه باید مساوی باشند، اما لازم است بعضی وقت¬ها بعضی¬ها مساوی¬تر بشوند. به نظر این گروه، مساوات زیادی، چه «صفر – صفر» و چه «یک – یک» یا بالاتر، دیگر مصلحت نیست و باید این شهرآورد به زودی به نتیجه¬ای مساوی¬تر برای یکی از دو طرف دعوا ختم شود.

به نظر من، در یک شهرآورد، ممکن است این تیم یا آن تیم برنده شوند، اما داور همیشه بازنده است. من خودم اصلاً دوست ندارم در آینده یک داور باشم. داور با اینکه «بازی» را قضاوت می¬کند، اما همه مردم هم او را قضاوت می¬کنند. بعضی وقت¬ها، دیوار داور آن¬قدر کوتاه¬تر از همه دیوارها است که انگار اصلاً دیوار نیست، خندق است.
این بود انشایم