۳:۱۲ ب.ظ ۱۳۹۵-۱۲-۰۵

اگر دوفوریتی اجرا شود، چه می‌شود؟!

محرمانه

امید: دخترم! تو رو دیگه واسه چی گرفتن؟
ص.ا، دختر، نه ساله، متهم ردیف اول:
من از پدرم پرسیدم:«مگر شما وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیستی!؟ پس چرا وضعیت فرهنگی مملکت اینگونه است!؟» پدرم از پاسخ درماند و برای عدم تکرار دوباره شش ماه برایم حبس برید.

راه راه: اتاق بازجویی _ بازپرس: سرهنگ امید _ رده اطلاعاتی: محرمانه _ نوع بازجویی: نرم

امید: دخترم! تو رو دیگه واسه چی گرفتن؟
ص.ا، دختر، نه ساله، متهم ردیف اول:
من از پدرم پرسیدم:«مگر شما وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیستی!؟ پس چرا وضعیت فرهنگی مملکت اینگونه است!؟» پدرم از پاسخ درماند و برای عدم تکرار دوباره شش ماه برایم حبس برید.

امید: لا اله الا ا… ، خانم حجابتون رعایت کنید دیگه، همینجوری پروندتون سنگینه، سنگینترش نکنید. حالا خودتون از اول توضیح بدید دقیقا چی شد؟
غ.م، زن، بیست و دو ساله، متهم ردیف اول:
والا من خودم از طرفداران دکترم، همه سخنرانی‌هاشون رو هم میرم برای حمایتشون. ولی متاسفانه این دفعه سخنرانیشون تو فضای باز بود که یهو نفهمیدم چی شد و اون سوسک لعنتی از کجا اومد وگرنه من مریض که نیستم الکی جیغ بکشم. هیچی دیگه سخنرانیشون بهم خورد. خانم‌ها که داشتن به سمت در خروجی می‌دویدن، آقایون هم از خنده داشتن زمین رو گاز میزدن الان هم که با شکایت دکتر به جرم جلب توجه وسط سخنرانی خدمت شمام

امید: پدر جان! شما دیگه چرا با این سن و سالتون!؟ والا قباحت داره تو این سن. این شعرتون چیه که دادین به این پسره بخونه «مشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس»
ش.ش ، ملقب به حافظ، ۶۶۹ ساله، متهم ردیف دوم:
حقیقتا بنده نیز از شما عارضم، هر بار کارتان گره افتد بنده را از میانه تاریخ احضار کرده و باز پرسید، پایمان واریسید (واریس گرفت) از بس در میانه‌ی تاریخ گذر داشتیم. آن را که مختصر عقلی باشد داند که بنده را هیچ عذر و خطایی نیست. ایراد از رفیقان بلانسبت محترمتان است. چندین برایتان نامه زدم و حتی در شبکات مجازیه برایتان جیک (توئیت) نمودم که خودتان نیز بازجیک (ریتوئیت) نمودید که این قوانین شریفه برداشت (Copy Right) را توقیع فرمایید که التفات نکردید. حال گناه بنده چیست که پرسشی در دوران استبدادی حکومت ستمشاهی طرح نمودم که در سرنگونی رژیم وقت بسی موثر بود و اکنون آن جوانک مزلف در مجمع سخنوری آن را بازگفتد. وجدانا بنده را برهانید.

امید: اعتراف کنید قبل آنکه ازتان اعتراف کشیده شود :
م.چ، پسر، ۲۴ ساله، متهم ردیف اول:
همینجوری که احتمالا می‌دونید جناب دکتر، استاد دانشگاه ما هم هست، و من اشتباه کردم دو واحد باهاشون برداشتم. هیوی دیگه، سر کلاس یه سوال از دکتر پرسیدم که نتونست جواب بده و الان که خدمت شما هستم در راستای طرح ستاره‌مندسازی انقدر به بنده ستاره دادند که با درجه‌ی سرداری بازنشسته شدم. من اصلا کارم سیاسی نبود که برام دو سال بریدید. من اصلا سرم همش تو کتابه و رنک دانشگاهم. آیا این کافی نیست!؟
+ چی!؟ بازم سوال پرسیدی، جلب توجه هم که می‌کنی، تیکه به نماینده محترم لیست امید هم که میندازی، حبست شد ۱۰ سال.
+ چرا!؟
– شد ۱۳ سال
برو بابا! این دیگه چه وضعشه!؟ خجالت بکشید
– اینو بیاین ببرید جوخه اعدام، این دیگه درست بشو نیست

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارید

اطلاع از
avatar