۱۰:۴۰ ق.ظ ۱۳۹۶-۰۵-۰۸

آمدن فتحعلی شاه به الان (قسمت ششم)

فتحعلی شاه در دنیای فوتبال!

تصمیم صغری مان این است که با توجه به مطالعاتی که بر روی فوتبال مملکت داشته ایم وبه مشکلات و معضللات آن پی برده ایم آستین همت را بالا زده و در رفع و رجوع آن بکوشیم

نویسنده:

راه راه: یه روز معمولی دیگه شروع شده بود و مشغول نوشتن یه یاداشت بودم که فتحعلی به سراغم اومد و گفت :
_چگونه می توانیم به عضویت هیئت مدیره ی یک باشگاه فرهنگی ورزشی در بیاییم؟ ترجیحاَ پرسپولیس یا استقلال!

یه نگاه انیشتین اندر ترامپ! بهش انداختم و گفتم:
+فوتبال فقط تو یه نفر و کم داشت
_یک حرف درست در کل زندگیت زده باشی همین است،دقیقا مشکل فوتبال نبودن کسی چونان من است
+آخه عزیز من فوتبال که مثل پادشاهی و نماینده‌گی مجلس، و شورای شهر نیست که هر کسی از راه نرسیده بخواد وارد گودش بشه، یه سری فاکتور ها و شرایط لازم داره.
_با بچه که حرف نمیزنی. درست است از دوران کهن آمده ام از پشت کوه که نیامده ایم، تحقیق کرده ایم ته شرایطش یک عکس با شرت ورزشی است!
انصافا حرفش منطقی بود، فوتبال پر بود از کسانی که هیچ تجربه و سنخیتی با آن نداشتند و مثل زالو خود را چسبانده بودند به باشگاها
گفتم: حالا چی شده که تو به سرت زده که وارد فوتبال بشی اصلا؟
_راستش ما از همان بچه گی مان علاقه زیادی به فوتبال داشتیم نا گفته نماند که استعدادش را هم داشتیم یک بار هم در جام گل کوچیک پادشاهی تیم مان قهرمان شد و ما آقای گل!
+ای رو تو برم. فک میکردم تنها ایراد شما بی کفایتی تونه نگو تو چاخان کردنم ید طولای داشتین
-به جان تو راست میگویم، من خودم فوتبال را ابداع کردم اما در یکی از معاهده های که با بریتانیا داشتیم و زمین و شهری مهیا نبود که پیش کش شان نماییم امتیاز ابداع فوتبال را واگذار نمودیم و شرط کردیم که تا ما در قید حیاط هستیم آن را علنی نکنند!
+خب گیریم که تو راست میگی و بچه گی به فوتبال علاقه مند بودی الان چه توانایی رو تو خودت دیدی که فک میکنی میتونی به فوتبال کمک کنی
_ وارد جزئیات نشو من مرد عملم نه حرف! نشنیده ای شاعر میگوید دو صد گفته چو نیم کردار نیست ،بگذار وارد گود که شدیم نشان خواهیم داد که چند مرده فتحعلی شاهیم!
+تو درایت و کاردانی شما که هیچ شکی نیست ،اما…
_اما و کوفت اما و مرض ،شد تو یک بارحرفی بزنی و درپس با آن زبان عقرب طور ات ما را نیش نزنی؟!
+نه به جان تو، منظورم این بود که یه توضیح مختصری راجع به اهداف و برنامه هات بدی
_ما تصمیماتی داریم
+خب؟
_یک تصمیم صغری داریم یک تصمیم کبری، اول کدام شان را بگویم ؟
+اول صغری روبگو
_تصمیم صغری مان این است که با توجه به مطالعاتی که بر روی فوتبال مملکت داشته ایم وبه مشکلات و معضللات آن پی برده ایم آستین همت را بالا زده و در رفع و رجوع آن بکوشیم
+صحیح، خیلی هم خوب خیلی هم عالی، فقط میشه بفرمایید مشکل فوتبال ما چیه؟
_حالا دقیق دقیقش که در حد قوه ی درک و شعور تو نیست که بفرماییم! اما تیتر وار به چند مورد از مهم ترین شان اشاره خواهم کرد
+بفرماید
_مشکل امروزش که صعود نکردن تیم امید به مرحله نهایی قرمانی آسیا است البته جای شکرش باقی است که باز هم چیزی از ارزش های مان کم نشد اما مشکل کلی اش نبودن زیر ساخت های مناسب، عدم توجه به تیم های پایه، نتیجه گرایی ونداشتن برنامه ریزی بلند مدت، و مهم تر از همه مدیریت ناصحیح و استفاده ابزاری از فوتبال است!
+اووو مخم پوکید از دست تو بشر، بگو ببینم تو چطور تو این مدت کوتاه این همه اطلاعات در مورد فوتبال و مشکلاتش به دست آوردی؟ جدی با تحقیق و مطالعه پی به این چیزا بردی؟!

_هه هه هه، چقدر تو منگولی ،یک نگاه به ما بینداز ،شکل و شمایل مان به محقق ها میخورد؟ من مشق های اکابرم را هم میدادم تایپ و تکثیری میدان انقلاب برایم انجام دهند حالا بیایم در مورد فوتبال و معضلات آن تحقیق کنم؟! این های که گفتم گزینه های نظر سنجی برنامه نود بود!
قبل این که بخوام حرفی بزنم گفت:
_چون تو را قبول دارم بگذار بروم سر اصل مطلب و تصمیم کبری یم را به تو بگویم، راستش را بخواهی هدف من از ورود به فوتبال دیده شدن است
+دیده بشی که چی بشه؟
_که معروف و مشهور شویم و همه ما را بشناسند، پول شویی بکنیم، فرار مالیاتی بکنیم، به برنامه های تلوزیوی دعوت شویم،‌‌ عکس مان برود روی جلد مجلات و صفحه ی اول روزنامه های ورزشی از همه ی این ها بهتر این که در استادیوم ها نصف جمعیت نعره بزنند:
-فتح علییییییییییی شششششاه
_و آن نصف دیگر فریاد بزنند:
-شششیییییررره

(ادمه دارد)