دانشجوی رشته آبیاری

۷:۴۶ ب.ظ ۱۳۹۷-۰۹-۱۰

برگی از خاطرات یک مسئول دولتی

من هم باشیدم!

بعد از انتخابات، دوستم وزیر شد. منم معاونش. این بار علاوه بر اتاق و میز، منشی هم برایم گذاشتند. خداراشکر راضی ام. شنیده ام مهندس کم است، اما به نظرم با کار در سازمان دولتی بیشتر می شود به مردم خدمت کرد.

طنزنامه مستاجری

۱۲:۴۱ ق.ظ ۱۳۹۷-۰۹-۰۸

آرزوی نایاب جوانان در آینده.

خانه نامه

خانه: چهاردیواری، اجباری. هر جایی که بشود کپه مرگ را گذاشت. محلی برای چرت زدن. هر یک سانتی مترش هَوار تومان می ارزد. هرچه متراژش کوچکتر، با صفاتر و کم خرج تر. آرزوی نایاب جوانان در آینده.

۱۱:۱۴ ق.ظ ۱۳۹۷-۰۸-۰۶

چند کمپین پیشنهادی

خودتان را از هوای دو نفره پاییز محروم نکنید!

خودتان را از خوردن ساندویچ کثیف بازار محروم نکنید که لذت و میکروبی که در آن هست در هیچ چیز نیست.

۵:۲۸ ب.ظ ۱۳۹۷-۰۷-۲۶

جستاری بر پدیده ی رونق اقتصادی و ارتباط آن با افزایش قیمت ها تا ۱۴۰۰

P.H.d خار و بار و اکونومیک بیزینس از دانشگاه هار هار

شاهدان عینی گفته اند وی، دلار( Dollar) را گران کرد و قدرت خرید مردم و رونق اقتصادی را به صفر رساند، در همین حین بود که قیمت کالاها افزایش یافت.

پهباد

۲:۲۰ ب.ظ ۱۳۹۷-۰۶-۱۸

به بهانه‌ی حذف پهپاد آمریکایی از مجسمه‌ی سیمرغ در مشهد

استدلالات چخ چخی

شاید یکی از بچه های مسئولای شهرداری از باباش پهپاد مُخواسته و باباش روش نِمِشُده بگه پول نِدِرُم برات بخرُم. رفته ای پهپاد ره برداشته و برده برا بچش. هم مجسمه ره سبک کرده هم جلو بچش شرمنده نِرِفته.