۱۰:۰۴ ق.ظ ۱۳۹۶-۱۱-۱۵

شعر طنز

نجفی! آی نجفی!

تو کجایی نمیدونم نمیخوامم بدونم
هرکجا هستی فقط نیا به تهرون نجفی!
نمیخواد حرف بزنی یا کار شاقی بکنی
فقط از خونه درآ، چشمی بگردون نجفی

۱۲:۰۱ ب.ظ ۱۳۹۶-۱۱-۰۸

سالروز تولد فردوسی

اگر رستم امروزه عاشق می شد…

شنیدم که در روزگار کهن
که حتما نه تو دیده‌ای و نه من
جهان پهلوان رستم نامدار
دلش را ز کف داد و شد بیقرار

۸:۴۲ ب.ظ ۱۳۹۶-۱۱-۰۶

من خودم سلطان نقدم، نقدِ من سرداده‌ای؟!

شکایت می کنم

من خودم سلطان نقدم، نقدِ من سرداده‌ای؟!
جمع کن، تشویش اذهان‌گر!... شکایت میکنم

بوسه دادن بر لبان منتقدها خز شده
گفته باشم بعد از این دیگر شکایت میکنم

صفر - هیچ به نفع مقابل

۹:۴۸ ب.ظ ۱۳۹۶-۱۱-۰۳

در سیر من الرآکتور هسته ای الی الگلابی کرمو

منطق الطیر الی الگلابی

وادی اول ز خود وا می‌رهی
وعده‌های رنگ رنگی می‌دهی
وادی دوم رَوی توی ژنو
قافیه تنگ آیدت گردی کنف!

۱۰:۰۰ ب.ظ ۱۳۹۶-۱۰-۲۷

تو بِسم الله و حِسِّ خستگی جِن

وصف معشای!

همه جویایِ وصلِ لب به کامت
همه اندر پی تملیک جامت