۱۲:۰۳ ب.ظ ۱۳۹۵-۰۳-۱۳

درباره اینکه چه چیزی وظیفه دولت هست و چه چیز نیست؟

ازدواج دختران شیخ با مریدان

اما شیخ گفت: یه جا بشینید یه لحظه دارم فکر می‌کنم. سپس گفت: شما شش نفرید و من هم شش دختر دارم. اگر راست گفته باشید و از همه اخبار مطلع باشید، دخترانم را به عقد شما در خواهم آورد. اما اگر دروغ گفته باشید، پس وای به حالتان. در این‌صورت شما را پندی خواهم داد آن‌چنان به، که دچار بیماری نوظهوری به نام "تکرر خود جامه‌دری" شوید!

۳:۰۱ ب.ظ ۱۳۹۵-۰۳-۱۱

کاری از علی زکریایی

بچرخون آی بچرخون

۱۲:۴۶ ب.ظ ۱۳۹۵-۰۳-۱۰

خلوت نفس اوباما با ویسکی‌اش

باراک تو محشری!

اوباما داشت در کاخ سفید قدم می‌زد، لبخندی ژکوندوار زده بود و حیله‌ای در سر داشت. نفس اماره‌اش گفت: حالا وقتشه باراک، حالا یه شیشه ویسکی بردار و بشین رو مسائل مهم کشور تصمیم بگیر. نفس لوامه‌اش که سال‌ها بود که خفه خون گرفته بود فقط چند تا سرفه کرد. اوباما شیشه‌ی ویسکی را برداشت و به سلامتی مناطق محروم آمریکا سر کشید.

۸:۰۷ ب.ظ ۱۳۹۵-۰۳-۰۸

یک برگ دیگر از دفترچه خاطرات:

چرا انتخابات ریاست خبرگان اینطوری شد پس؟!

از خواب بیدار شدم. احتمالا دیشب خوابیده بودم که الان توانستم از خواب بیدار شوم. از خواب بیدار شدن کار هر روز ماست. آخر شنیده‌ام کسانی که از خواب بیدار نمی‌شوند، مرده‌اند. پس ما مجبوریم هر روز از خواب بیدار شویم.

۳:۳۱ ب.ظ 

کامنتهای پای یک عکس

مجروح هیروشیما در آغوش اوباما!

پری: وای خدا... ای کاش منم بمب اتم میخوردم اما رییس جمهور آمریکا بغلم میکرد.
کوچک زاده: این کار مصداق #دیاثت_سیاسی بود.
نیلوفر: این مرهم نه تنها تاولهای بمبهای اتمی بلکه همه دردهای بشریت را تسکین می‌دهد... ممنونم باراک مودب و باهوش.