رفع حصر

۱۰:۰۴ ب.ظ ۱۳۹۷-۱۰-۱۳

متن دفاعیه‌ی م.ح مدیرمسئول بشکن و آتش ‌بزن‌های عمیق امنیتی در کشور

مرد چندهزار چهره

در رختخواب گرم و نرم خوابیده و پتو را تا زیر دماغم بالا کشیده بودم و همراه با تایپ جمله‌ی «نترسید نترسید ما همه با هم هستیم» در گروه تلگرامم، از دیدن دود غلیظی که آسمان شهر را گرفته بود لذت میبردم و منتظر شنیدن صدای بووووم بودم.

برنامه ریزی دانشجویی

۱۱:۴۲ ب.ظ ۱۳۹۷-۰۹-۱۸

از صفحه «شب امتحانِ»دفترچه خاطرات دانشجویی

کامنت مفهومی پای پست‌های همکلاسی‌ها

6:45 تا 7 صبحانه/ درصورت عدم وجود نان، جایگزین شدن تماشای تکرار دوم خندوانه.
7 تا 7:20 خیره نگاه کردن توی آینه و شمردن جوش‌ها.

۵:۱۸ ب.ظ ۱۳۹۷-۰۷-۲۶

سر کار رفتن بوقچی‌های مجازی

هوشنگ مچکریم

الان هوشنگ بخشدار شده و همه از او حساب می‌برند. آقای فرهمند به پدرم گفته بود هوشنگ در اینترنت آدم شده است و پدرم هم برای من یک گوشی گران قیمت خریده تا من هم بروم در گروه‌های اینترنت آدم بشوم

۱۰:۵۷ ق.ظ ۱۳۹۷-۰۳-۱۳

اندر احوالات فیلترینگ

بروکراسی خانوادگی

همچنین هر گونه درخواست مبنی بر روشن کردن کولر تخلف محسوب می شود و علاوه بر در نظر گرفتن نمره ی منفی برای شخص خاطی، مطابق قوانین با وی برخورد خواهد شد.

چارتر پروازی در لحظه ی آخر

۱۱:۵۸ ق.ظ ۱۳۹۷-۰۳-۰۴

دوران کهن

چارتر با طعم گل ‏گاوزبان

حکیم سریع یک پر از بالشش کند و فندک را برداشت و رفت پشت‌بام. حافظ پشت سرش داد زد: «بابا عیب نداره حساس نشو». عطار گفت: «بذار بره، همه تولدش رو یادشون رفته بود، منم بودم انقد حساس می‌ شدم».