۱۱:۴۷ ق.ظ ۱۳۹۶-۰۶-۲۷

حکایت آن گند که میم.خ به بیخ‌دیواری مردم زد

دم خونه‌ی بزرگان

حسن افزود: «نکن ممد. ننویس. هی ضایع‌بازی درنیاور. یهو نظام بهت گیر می‌دهد. بقیه هم می‌خندند!» ممد گفت: «کردم! به شما هم از الکی گفتم که می‌روم تهران. برداشتم یک نامه به نمایندگی از آزادگان برای نظام نوشتم تا به‌ حرمت من که در واقع نماینده‌ی آزادگانم، حصر را تمامش کنند. هیشکی هم نخندید.»

۹:۱۲ ق.ظ ۱۳۹۶-۰۶-۰۵

شعر طنز

رعیت و کدخدا

بود در یک مکان نامعلوم
که نگویم از آن نشانی را
کدخدایی حریص و مردمخوار
ول نمی کرد شغل خانی را

۶:۴۵ ب.ظ ۱۳۹۶-۰۶-۰۴

فال هفته/۱۲

ای صاحب فال! برند برند نکن

بدان و آگاه باش که وقتی پشت تریبون مجلس می‌روی و شروع می‌کنی به شعر خواندن، شهریار که خودش شاعری دلسوخته و استاد و برند زمانه بوده است هم پیش تو لنگ می‌اندازد.

۱۱:۱۳ ب.ظ ۱۳۹۶-۰۶-۰۳

افشای چند پیامک سرّی

وَزیر ذره‌بین

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی: دوتاش رو بذار، دوتاش رو نذار، دوتاشم برو، همینجوری ادامه بده تا سرگرم کنسرت بشن.

۱۱:۰۶ ب.ظ 

زندگينامه محمدعلی نجفی

از نوشابه سیاه بدم میاد

جفی رییس سازمان برنامه و بودجه شد تا ریاضی خواندن‏ اش به یک دردی بخورد و لااقل پول بورسیه‌اش به جیب دولت برگردد. او مدتی نیز در شورای شهر تهران سرگرم بود تا اینکه، به یاد دوران اوج ‏اش، برای وزارت آموزش و پرورشِ حسن روحانی پیشنهاد شد. اما با اختلاف یک رای، ناکام ماند.