۷:۲۰ ب.ظ ۱۳۹۸-۰۳-۲۴

متهم خرابکاری در بازجویی چه گفت؟

یک سلبریتی دارم شاه نداره

تو چرا قیافه‌ت شبیه ایرانی‌ها نیست، نکنه تو عراقی هستی؟ چرا هر طرف نگاه میکنم عراقی ایستاده؟ چرا نباید توسط یک ایرانی بازجویی بشم؟

راه راه: (متهم با یک سرباز وارد اتاق بازجویی میشود و با ترس و لرز پشت میز مینشیند)

متهم: چشم هام رو باز کنید، میخوام وقتی تیربارون میشم تو چشم هاتون نگاه کنم لعنتیها.
بازجو: داداش چشمهات رو باز کن، چیزی روی چشم هات نیست که.
متهم: عه! راست میگی. تو چرا قیافه‌ت شبیه ایرانی‌ها نیست، نکنه تو عراقی هستی؟ چرا هر طرف نگاه میکنم عراقی ایستاده؟ چرا نباید توسط یک ایرانی بازجویی بشم؟
بازجو: عراقی کجا بوده!؟ هر طرف چیه؟ اینجا فقط منم. اینم شناسنامه‌ام نگاه کن. نکنه چیزی زدی؟
متهم: بذار ببینم اممم… آره بچه جنوب شهرم هستی که. چطوری بامرام؟ چاکرات پتاسیومات. خاک ذغالتیم.
بازجو: بشین سرجات! زود اعتراف کن ببینم. دیشب ساعت ۱۱ توی خیابون ولیعصر چیکار میکردی؟
متهم: آخه چرا من رو اوردید اینجا؟ ااااا ببخشید، این دیالوگ قبلیم بود. هیچی دیگه انتقام میگرفتم.
بازجو: به‌به جالب شد، خب از کی؟
متهم: از شمایی که داری پول کشور رو توی کشورای دیگه هزینه میکنید.
بازجو: به‌به جالب شد، انگیزه سیاسی داشتی، اینجوری جرم‌ات سنگینتر میشه.
متهم: سیاسی چیه؟! اسمش عشقه، فقط انگیزه‌ام بخاطر عشقم بود. (به دیوار خیره میشود، لبخند میزند و با دستش برای دیوار ماچ میفرستد!)
بازجو: این کارا چیه؟! به من نگاه کن. خب حالا بیشتر توضیح بده.
متهم: سال‌هاست توییت و پست‌های اینستاگرام سلبریتی محبوبم رو دنبال میکنم. اینقدر که خوشکل، اینقدر که جذاب، اینقدر که خوش‌تیپ، اینقدر که خوشکل، اینقدر که جذاب، این… (شروع به گریه میکند و مثل چی اشک میریزد)
بازجو: خب بسه دیگه. حالا چرا داشتی شیر لوله و سرامیک مستراح‌های عمومی رو میشکستی؟
(متهم اشکهایش را پاک میکند و قهرمانانه میخندد)
متهم: ها ها ها ها، بعد از اینکه فهمیدم پولهامون توی کشورای دیگه هزینه میشه و اون داداشمون اسمش چی‌چی بود… مفاخری، نمیدونم تظاهری خلاصه یه چی بود دیگه، گفت ورزشگاه توی عراق رو با پول ما ساختن تصمیم گرفتم همه سرامیک و شیر لوله‌ها رو بشکونم که مجبور بشن از اون استادیوم باز کنن بیارن برای این توالت ببندن.
بازجو: به‌به جالب شد. خوشم میاد عقلت رو پارک کردی توی پارکینگ چادرشم کشیدی. آخه لامصب اصلا اون ورزشگاه رو ایران نساخته، ترکیه ساخته.
متهم: چی؟! ترکیه؟! مگه فقط پیرهن و شلوار ترک نداریم؟ حالا این هیچی، پس چرا سپاه از دریای ایذه وارد… .
بازجو: سربااااااز زنگ بزن آمبولانس بفرستن.
متهم: آخ جون! فقط بسپرید تخت بیمارستان دونفره باشه… .

به این مقاله چندامتیاز می دهید؟
[تعداد: 2    میانگین: 3.5/5]

دیدگاه بگذارید

avatar
  اشتراک در  
اطلاع از

به این مقاله چندامتیاز می دهید؟
[تعداد: 8    میانگین: 4.3/5]