در سیصد و چهل و پنجمین شماره از ضمیمه طنز راه راه به موضوع اغتشاشات و مطالبات مردم پرداختیم.
سس خرسی؟ نه مرسی!

سیصد و چهل و پنجمین شماره ضمیمه هفتگی طنز راه‌راه در روزنامه وطن امروز، صبح امروز -۲۴ دی- منتشر شد.

در این شماره از راه‌راه، اغتشاشات و مطالبات مردم و موضوعات روز را زیر ذره‌بین برده‌ایم. طنزها، اشعار و کاریکاتورهای راه‌راه را از دست ندهید

۲ Comments

  1. احمد رفیعی ۱۴۰۴-۱۰-۲۶ در ۱۲:۰۴ ب٫ظ- پاسخ دادن

    شب باوران حقد و عناد و کینه تا کی
    عمر شما شد با چنین درماندگی طِی

    ما ملت آقایِ مظلومان حسینیم
    کی فکر سر هستیم تا مستیم از این مِی

    در لشکرش هستیم با عهدی که بستیم
    سرهایمان حتی اگر گردد سر نی

    ما کل ارضاِِ کربلا را درک کردیم
    همراه او در کربلاهایِ پیاپی

    جز حسرت و شرمندگی چیزی نمانده
    آن را که در سر داشت فکر گندمِ رِی

    کی می تواند چاره سازِ خلق باشد
    آنکس که گشته قصه ی ناموس او…هی!!

    با مشت مردم بازهم برخواست از خواب
    آنی که خواب سلطنت می دید آخی

    قی کرده این ملت به عزمش پهلوی را
    حاشا که باشد میلِ کس بر خوردنِ قی

    آنگونه مشتی خورد از مردم که لرزید
    در گورشان جسم کَسانِ مرده یِ وی

    خصمی که از بیست و دوی بهمن جَری بود
    مشتی دگر خورده ست در بیست ودویِ دی

    از فتنه و آشوب ها بیمی نداریم
    چون فتح ما را دارد این ایام در پی

    شاعر:
    احمد رفیعی وردنجانی

  2. محمدحسین صادقی ۱۴۰۴-۱۰-۲۵ در ۱۰:۵۲ ق٫ظ- پاسخ دادن

    به نام خدای مهربان
    تیتر: جلب محبت تروریستی
    محمدحسین صادقی

    سوال: یه پسرخاله دارم که خیلی بهش علاقه‌مندم. مرد کاره و حتی شبا می‌ره سر کار. ولی هرچی بهش می‌گم بیا منو بگیر با هم بریم سر خونه زندگیمون نمیاد، می‌گه زندگی خرج داره و نمی‌تونه از پس مخارج زندگی بربیاد. بهش گفتم من حاضرم با اون تفنگ گاوکش که توی کانتر برای هدشات کردنه و پشت میزت توی انباری قایم کردی بهت کمک کنم خرجمون در بیاد ولی اون می‌گه جای زن سر کار و توی خیابون نیست. بهش گفتم خب طوری نیست من مثل دفعه قبل که رفتم برات از باربری کلاشینکف گرفتم بیشتر کمکت می‌کنم که بتونی بهتر شکار کنی، بازم توی کتش نمی‌ره. پریشبم داشت توی یه کپسول آتش نشانی رو از تینر پر می‌کرد و می‌گفت اینطوری شعله بهتر نشون داده می‌شه. دیشب منم یواشکی رفتم دنبالش و دیدم که واقع داره زحمت می‌کشه، بنده خدا دستش به خاطر استفاده از همون کپسوله سوخت و نتونست درست پلیسه رو جزغاله کنه. کلی هم توی خونه شیشه نوشابه جمع کرده و نمی‌ذاره من توی پر کردنشون بهش کمک کنم، می‌گه خطرناکه. باید برای جلب مهر و محبتش چیکار کنم؟ توروخدا هر کسی هر چیزی می‌تونه بهم بگه.

    جواب دعانویس: یه نسخه دارم رد خور نداره. ده تا ناخن از انگشت شصت ده تا بسیجی رو با یه تیکه از موی بچه سه ساله که خودتون بهش شلیک کرده باشید توی یک لیتر خون مخلوط سه تا پلیس بریزید که سرشون رو بریدید و با هم میکس کنین. مایع به دست اومده رو هر شب به دوتا طلبه که از توی خیابون گرفتید تا شکنجه بدید بخورونید و ادرارشون رو توی چایی طرف مقابل بریزید. اینطوری محبت شما توی جونش رسوخ می‌کنه و می‌تونین پا به پای همدیگه به کار کردن ادامه بدید. این نسخه ردخور نداره و قبلا توی دهه شصت بین مجاهدین خلق که ازدواج سازمانی داشتن خیلی استفاده شده.

    به نام خدای مهربان
    تیتر: گونه‌شناسی معترضان
    محمدحسین صادقی

    معترضان ایرانی (voa:1378، twitter:1388، rohollah zam:1396.1398، iran internasioanal:1401.1404) بر چند گونه هستند:

    گونه اول که پهلوی‌سانان (reza gholdor:1926) نامیده می‌شوند در پی هر شلوغی و تجمعی، با صدور اطلاعیه و بیانیه قصد تصرف آن را دارند. هدف نهایی آنان بازگشت شاهنشاهی پهلوی به ایران و نبرد برای آن‌ها همیشه نبرد آخر تلقی می‌شود.
    گونه دوم رجوی‌چیان (karl Heinrich marx:1818) هستند. اعتراض این دسته از معترضان به مسئله گرانی، بیکاری، بی‌آبی، نداشتن ارتباط سالم با دنیا، اقتصاد، معیشت، وضعیت اینترنت و نبودن ازدواج و طلاق سازمانی در کشور است. این دسته رو به انقراض در تلاش است در سال‌های پایانی حیات خود، با استفاده از لذات بصری (call of duty) جوانان را به اعتراض وادارد که اگر حتی باعث براندازی نشوند، لااقل امکان آوردن خاک برای قبر آن‌ها در آلبانی را فراهم کنند.

    گونه سوم زالوصفتان (saedinia:1400) هستند. این گونه از معترضان در اعتراض به گرانی‌ها و عدم ثبات اقتصادی، ضمن گران‌کردن محصولات خود مطابق قواعد بازار آزاد (adam smith:1790) در صفحات مجازی اقدام به تعطیل‌نمایی کسب و کار می‌کنند تا فضا را برای جامعه در التهاب نگه‌ دارند. به امید روزی که در فردای براندازی و با حضور استارباکس‌ها و مک دونالدها و کیت‌کت‌ها، بیل به قدشان خورده و مجبور باشند کیفیت محصولات خود را به اندازه آن‌ها افزایش دهند.

    گونه آخر که همیشه اول بودند و مردم (Islamic republic of iran:1979) نامیده می‌شوند، ممکن است به هر دلیلی نسبت به هر چیزی معترض باشند و دلیل اعتراضشان ممکن است به تحریم‌ دشمنان خارجی، ناکارآمدی فرامین مدیریتی داخلی، احساس نارضایتی و… بازگردد. این دسته از معترضان به هنگام مشاهده کفتارهای حاضر در صحنه، به سرعت و با هوشمندی صف خود را از دیگر معترضان جدا کرده و به آنان فرصت عرض اندام می‌دهند، تا سیه‌روی شود هر که در او غش باشد.

ثبت ديدگاه