تقدیم به جناب کری

ز کرامات فراوان تو این ما را بس
شب یلدای توافق، شب احیای تو بود
مثل پروانه، ظریفی که به دورت می‌گشت
سخت می‌سوخت ولی عاشق گرمای تو بود
شادی‌اش دیدن لبخند و سلامی از تو
غصه‌اش دست تکان دادن و بای‌بای تو بود