انشایی درباره زبان فارسی

فارسی‌دان

داییمان خیلی از مامانمان باادب‌تر است و همیشه می‌گوید که ما تا می‌توانیم باید به زبان سلیز فارسی حرف بزنیم اما زنداییمان که خیلی فارسی سلیزش نمی‌آید و اینگلیسی بلقور می‌کند.

به تعداد مولکول‌های هوا سرب هست برای نفس کشیدن تو این هوا

تعطییییل

ما به حل بحران آلودگی هوا هم واقفیم هم امیدواریم ولی برای بالا بردن هیجان کار کمی استرس می‌دهیم و می‌گوییم ناچاریم شهر را تخلیه کنیم.

تحلیل یک جنبش و دیگر هیچ

یه بغل آزادی

این تفکر پوچِ «مواظب باش آقایان عبور کنند که مبادا یک‌وقت با آن‌ها برخورد کنی» را هم بریز دور. برکت خدا بعد از ایستادن قطار به پله‌برقی سرازیر می‌شود، استفاده کن.

تذکر‌ه‌المقامات یک عدد بچه‌کش

نتانیابوووو دامت کثافاتُه

از همان ابتدا بنا را بر یکی بود، یکی نبودِ مردم فلسطین گذاشتند؛ اما از این بابت عذاب وجدان که بر فرق سرشان بخورد، ذره‌ای خجالت هم نمی‌کشیدند. خاک‌بر‌سرهای دیوار‌ ندبه‌ای.

پروردگارا! ترازش کن

مناجات گرماییه

تابستان بر اوقاتمان وارد شده و خورشیدش بر مغز ما عمود می‌تابد و از فشار گرما خواهران دینی‌مان به صورت خواهران غیردینی تردد می‌کنند، خودت بپوشان ای پوشاننده‌ی بی‌پوشش‌ها.

عنوان