۱۰:۴۵ ق.ظ ۱۳۹۸-۰۲-۰۲

فیلمنامه سینمایی (دوزبانه)

مهناز، غیرت، پرویز و دیگران

مهناز با يكي از كارمندان شركت كه جوان باادبي است آشنا مي ‏شود و پس از مقايسه او با شوهرش، با جوان به خارج مي‏ گريزد اما در خارج، فروشنده جوان او را مثل چي، وِل مي‏كند

۹:۵۰ ق.ظ ۱۳۹۸-۰۱-۳۱

راپورت یک اتفاق نیمه سینمایی

هشدار برای رحمان ۱۴۰۰

سبیل های بابا توی باد تکون میخوردن و توجه مردم رو جلب می کردن

۹:۵۱ ق.ظ ۱۳۹۸-۰۱-۲۷

اگر اصغر فرهادی می‌خواست برای روز جوان فیلم بسازد

دستم به دامنت

به او هیچ چیز جز آب و غذا نمی‌دهد. پری که تنها ۱۷ سال دارد روز به روز چاق‌تر می‌شود. این حیله‌ی پدر است تا او را گوشه‌گیر و خانه‌دار کند .

۹:۳۳ ق.ظ ۱۳۹۸-۰۱-۱۸

تنه به تنه حضرت حافظ

به کنج عافیت از بهر عیش ننشستم

کنج: گوشه، میتواند جزیره‌ای باشد و از همه طرف با آب محاصره شده باشد
عافیت: آسایش، آفتاب گرفتن در ساحل
عیش: خوشگذرانی، ساحل گردی، جت اسکی سواری؛ از سر عیش: به خاطر انجام عیش

۱۰:۱۸ ق.ظ ۱۳۹۷-۱۲-۱۴

دعای زنان موقع رفتن به خرید

مناجات خریدیه

الهی! مگوی بعد از خرید چطوریم که خندانیم. مپرس با کدام پول که نمی‌دانیم. فقط به شوهر فشار آوردیم که می‌خواهیم. هر چه گفت نمی‌توانیم گفتیم از این حرفها نداریم. اگر دزدی کرده به ما چه؟ ما فقط پول خواستیم.