اما گل آقا توانست با اندکی انعطاف، گل آقا را راه بیاندازد. البته پذیرفتن «از فلانی که طنزنویس فلان مجله است هم استفاده کنید» نیز بیتأثیر نبود. یکی از این «فلانی»ها ابراهیم نبوی بود. او از اولین نویسندگان گلآقا نشد! بلکه با سفارش همان دوستانش، مدیرفنی مجله شد
این توهم «نقطه کانونی توجه مخاطب بودن» و «صف انتظار مخاطبان برای جوشش قلم» از کجا در ابراهیم نبوی شکل گرفته بود و چه شد که کمکم رنگ باخت؟ الگوی نبوی برای شهرت که بود و سومین خودکشی او که منجر به مرگش شد، به پیروی از همان الگو بود یا به دلیل لمس واقعیت، دره عمیق روبرو و پلهای خراب پشت سر؟