انشایی درباره زبان فارسی

فارسی‌دان

داییمان خیلی از مامانمان باادب‌تر است و همیشه می‌گوید که ما تا می‌توانیم باید به زبان سلیز فارسی حرف بزنیم اما زنداییمان که خیلی فارسی سلیزش نمی‌آید و اینگلیسی بلقور می‌کند.

چه شد که رستم، رستم شد؟

کد ضد‌گلوله‌ی کانتر

باید برویم به پناهگاه! پناهگاهمان کجا بود؟ تازه مرد همسایه با زیرپیرهن و شلوارکش ایستاده بود روی پشت‌بام و داشت برای برادرزاده‌های همسرش در گروه دورهمی فامیلی محتوا تولید می‌کرد.

عملیات نجات

ماجراهای رستم ۲

رستم و هفت خوان کنکور

پسر گفت:«اول اسمتو بگو.» رستم بادی به غبغب انداخت و گفت:« منم رستم زابلی پور زال!» پسر گفت:«ها؟» رستم گفت:«رستم دستانم من، یل سیستان.» پسر گفت:«اینا همش اسمته؟» رستم کلافه گفت:« رستمم بابا.»




عنوان