داییمان خیلی از مامانمان باادبتر است و همیشه میگوید که ما تا میتوانیم باید به زبان سلیز فارسی حرف بزنیم اما زنداییمان که خیلی فارسی سلیزش نمیآید و اینگلیسی بلقور میکند.
باید برویم به پناهگاه! پناهگاهمان کجا بود؟ تازه مرد همسایه با زیرپیرهن و شلوارکش ایستاده بود روی پشتبام و داشت برای برادرزادههای همسرش در گروه دورهمی فامیلی محتوا تولید میکرد.