پرسه حوالی بدترین‌ها
سریال «روزی روزگاری آبادی»

حسین سهیلی‌زاده روزگاری سریال‌های خیابان‌ خلوت‌کن «دلنوازان» و «فاصله‌ها» را ساخته بود. حسن وارسته هم در نگارش «پایتخت» سهمی موفق داشت. حالا این دو کنار هم قرار گرفته‌اند و حاصل کار، سریالی است به نام «روزی روزگاری آبادی»؛ سریالی که نه خیابانی خلوت می‌کند و نه می‌توان آن را قابل قبول دانست!

داستان سریال حول شخصیت داوود (محمدجواد جعفرپور) می‌چرخد؛ جوانی که همراه مادرش خاتون (فاطمه گودرزی) به روستای زادگاهشان در کرمان بازمی‌گردد. در این روستا دو قوم «آبادی» و «احدی» بر سر تجارت پسته رقابت دارند. در کنار این خط اصلی، ماجراهایی چون مرگ مشکوک همسر خاتون، حضور داوود در بازار رمزارزها و تلاش فریبرز (سیاوش خیرابی) برای خرید پسته از کشاورزان با قیمت پایین نیز روایت می‌شود.
ایده‌ای که در بستر فرهنگی و داستانی جذاب به نظر می‌رسد، اما در اجرا – دست‌کم در چهارده قسمت اخیر ـ فاصله‌ای جدی با انتظارات دارد.

این طرح یادآور سریال‌های موفقی چون «نون‌خ» و «پایتخت» است، اما در عمل ابتر مانده و به یکی از ضعیف‌ترین سریال‌های چند سال اخیر بدل شده. اقتصاد روستا و پسته کرمان می‌توانست فرصتی برای معرفی یکی از ستون‌های اقتصادی ایران باشد، اما فیلم‌نامه‌ی پراکنده و روایت ضعیف وارسته این فرصت را از بین برد. شخصیت‌های متعدد و داستان‌های فرعی غیرجذاب باعث شده هر کاراکتر جدا از دیگری عمل کند و مخاطب انگیزه‌ای برای دنبال کردن روابط و پیشبرد قصه نداشته باشد. حتی اگر چند قسمت را نبینید، باز هم مسیر کلی داستان روشن است؛ وضعیتی که بیشتر به سریال‌های ترکی شباهت دارد و برای یک سریال شبانه‌ی شبکه یک، آن هم در بهترین باکس زمانی، پذیرفتنی نیست.

کمدی موقعیت هم ناکام مانده است. تضاد دو قوم می‌توانست برره‌ای تازه بسازد با دعوای بالا و پایین برره، اما این‌قدر سطحی از کنار آن گذشته‌اند که هیچ صحنه‌ی طنزی شکل نگرفته است.

سهیلی‌زاده، کارگردانی که بین سال‌های ۱۳۷۸ تا ۱۳۹۶ بیست‌ و سه سریال ساخته و کارهای موفقی در کارنامه دارد، این بار نتوانسته با وجود تجربه و سابقه‌اش مخاطب را همراه کند. ضعف فیلمنامه و شخصیت‌های بی‌هویت، کارگردانی را هم بی‌اثر کرده است.

بازیگران نیز به جای خلق کاراکتر، صرفاً تیپ‌های شناخته‌شده‌ی خود را تکرار می‌کنند. علیرضا خمسه، استاد کمدی، در این سریال چه نقشی دارد؟ جز حضوری بی‌هدف؟ سیاوش خیرابی چه؟ جعفرپور همان است که پیش‌تر در کارهای مدیری دیده بودیم. تنها فاطمه گودرزی در نقش خاتون توانسته حضوری قابل قبول داشته باشد.

با این همه، سریال چشم‌نواز است. غذاهای کرمان، صنایع دستی و آداب و رسوم محلی توانسته‌اند در برابر ضعف‌های فیلم‌نامه، پراکندگی شخصیت‌ها، استفاده‌ی ناکافی از بازیگران و ناکامی در خلق طنز، اندکی امتیاز مثبت بیاورند. همین‌هاست که سریال را از سقوط کامل نجات داده و با دست‌وپایی الکی روی آب نگه داشته است.

ثبت ديدگاه