اغتشاشیدن

رسم زشتی ست اغتشاشیدن
ماست را تویِ قیمه پاشیدن

از درختِ شکوهمندِ وطن
دسته بهرِ تبر تراشیدن

آنچه جان کَنده‌ای در آبادیش
بهر ویرانی‌اش تلاشیدن

پیِ حرفِ ستمگران رفتن
هر کجا گفت باش باشیدن

سر به تسلیم خصم بنهادن
هر کجا گفت پاش پاشیدن

با نواهایِ ساز اهریمن
بی کمی فکر ارتعاشیدن

از حریمِ شعار دور شدن
بلکه کُلتیدن و کلاشیدن

فارغ از متن فتنه‌ها بودن
در حواشیِ آن حواشیدن

مادرِ ماست میهن و ننگ است
مادرِ خویش را خراشیدن

به خدا بدتر است از هر ننگ
خفت اینچنین معاشیدن

وه چه تلخ است روز ویرانی
زیر چنگال ظلم کاشیدن…

ثبت ديدگاه