پا تو کفش سعدی
توقع بیجا
۱۰:۵۲ ق٫ظ ۱۷-۰۱-۱۴۰۵
پادشاهی پارسایی را دید.
گفت: هیچت از ما یاد آید؟
گفت: بلی! وقتی که خدا را فراموش میکنم.
ترامپ، پارسایی را دید.
گفت: هیچت از ما یاد آید؟
گفت: بلی، هر وقت به پمپ بنزین میروم، مردک بوووووق بوووووق.
گنبد آهنین موشک سجیل را دید.
گفت: هیچت از ما یاد آید؟
گفت: خداوکیلی ازت چیزی باقی مونده که خودت را یاد آید که از من توقع یاد آید داری؟
ثبت ديدگاه