چند کلام گفت‌و‌گو با نویسنده کتاب یقه آخوندی
خنده‌ی آخوند‌ها در یقه آخوندی

آقای ابراهیم کاظمی‌مقدم، طلبه حوزه علمیه قم، و در حال حاضر امام جماعت مسجد شهرری هستند. آقای کاظمی‌مقدم دارای سابقه نویسندگی در رادیو معارف و سایت‌ها و مجله و روزنامه‌های مختلف هستند و یک کتاب راجع به آثار کمال شرف نوشتند. دومین کتاب ایشان با عنوان یقه آخوندی که به خاطرات طنز روحانیون میپردازد توسط انتشارات میخ اخیرا منتشر شد تا در نمایشگاه مجازی کتاب در اختیار علاقمندان قرار بگیرد.

 

چه شد که تصمیم گرفتید کتاب یقه آخوندی را بنویسید؟

با توجه به اینکه به عنوان یک روحانی در مسجد فعالیت دارم، مردم نسبت به من خیلی لطف داشتند و بعد از گفت‌وگو با بنده، بارها از من می‌پرسیدند که شما که این قدر آخوند خوبی هستید چرا بقیه مثل شما نیستند؟ من در این مواقع برایم سوال پیش می‌آمد که این افراد با چند آخوند تعامل و ارتباط داشتند؟ مشخصا این افراد در فضای واقعی، خیلی با روحانیون ارتباط نداشتند و خود عزیزان هم می‌گفتند که بیشتر روحانیون را در همین تلویزیون دیدند و به تعبیر بهتری با یک روحانی گپ‌وگفت نداشتند. به همین علت بعضا تصورشان همان چیزی بود که شبکه‌های ماهواره‌ای از ما در ذهن‌ها ساخته بود. لذا من تصمیم گرفتم یک جلوه‌ای از زندگی روحانیت را با زبان طنز نمایان کنم؛ بلکه به این شکل از فاصله‌ای که بین روحانیت و مردم هست کاسته شود. مخصوصا برای افرادی که شاید در مساجد حضور نداشته باشند؛ یا نهایتا آخوندها را در تلویزیون یا بالای منبر یا در محراب می‌بینند و نتوانستند ارتباط برقرار کنند.

 

چرا زبان طنز را برای نوشتن این کتاب انتخاب کردید؟

 ما ایرانی ها ذاتا به طنز و خندیدن و خنداندن علاقمندیم و نسبت به مسائل طنز رغبت بیشتری داریم؛ برای مثال فیلم‌های پرفروش در سینما فیلم‌های کمدی و طنزآمیز هستند یا اینکه به جای خواندن مقاله‌های اقتصادی، بیشتر سراغ لطیفه و مطالب طنز درباره گرانی می‌رویم. این خاصیت طنز است که با جاذبه‌ای که دارد مسبب این می‌شود که حتی کسانی که به موضوعی علاقه‌ای ندارند هم جذب شوند و آن مطلب را مطالعه کنند و کسانی هم که علاقه‌مند هستند، شیرین‌تر و راحت‌تر ارتباط برقرار کنند.

 

چرا ما در دیدارهایی که با روحانیون داریم و آن‌ها را در مسجد یا تلویزیون می‌بینیم این جلوه طنز و خنده‌دار زندگیشون را مشاهده نمی‌کنیم و چطور شما توی کتاب، این را پیدا کردید؟ 

به واسطه‌ی جایگاهی که در جامعه برای روحانیت تعریف شده، شخص روحانی نمی‌تواند زیاد از شوخی استفاده کند؛ مثلا کسی که روی منبر نشسته است و از ابی عبدالله صحبت می‌کند، دارد از یک ماجرای تراژدی برای مردم حرف می‌زند و این جایگاه برای او ایجاب می‌کند که از شوخی کردن فاصله بگیرد یا کسی که جلوی جماعت ایستاده و می‌خواهد نماز جماعت بخواند، باید یک مقبولیتی بین مردم داشته باشد و این مقبولیت با حالت بذله‌گویی و طنز ممکن است نزد تعدادی از افراد از بین برود. البته درست است که در زندگی عادی، این آدم بذله‌گویی دارد، طنز دارد، اما در آن جایگاهی که ما می‌بینیم، یعنی در جایگاه سخنرانی و جایگاه نماز خواندن این حالت را دیگه ندارند و قاعده‌اش هم هست که نداشته باشند. اما در زندگی فردی، در همون عبور و مروری که روحانی دارد و می‌رود مسجد و برمی‌گردد، در رابطه‌ای که با مردم دارد؛ مخصوصا برای روحانیونی که بیشتر با مردم گفتگو می‌کنند و تعامل بیشتری دارند، ماجراهای طنز بیشتری پیش می‌آید.

ثبت ديدگاه




عنوان