گوش شیطون‌کر
رادیویم داروست

به نام خدا
موضوع انشا: رادیودارو چیست؟
خانم اجازه؟ ما در مورد این اسم خیلی تحقیق کردیم. ابتدا از آقا بزرگمان که مثل جغدهای توی کارتون‌ها، پیر دانایی است پرسیدیم. او گفت چه می‌دانم باباجان. برای من همین رادیویم داروست. آخر او همیشه از کله سحر تا بوق سگ (البته این را مادربزرگمان می‌گوید. ما نمی‌دانیم بوق سگ چه صدایی می‌دهد) رادیویش را روشن می‌کند و با صدای بلند گوش می‌دهد.
بعدش از مادرمان پرسیدیم. او گفت لابد از همین چیزمیزهای جدید است که عمه‌ی عتیقه‌ات به صورتش می‌مالد که چروک‌هایش دیده نشود.
اما ما چون پسر دانایی هستیم و می‌خواهیم در پیری مثل بابابزرگمان بشویم، فهمیدیم باز هم به جواب نرسیدیم. برای همین رفتیم سراغ دایی‌مان که دکتر است. ما نمی‌دانیم دایی‌مان دکتر چی هست. مامان می‌گوید دکتر هسته‌ای. فکر کنیم مثلا اگر هسته هلو توی گلوی کسی گیر کند دایی درش می‌آورد. خلاصه از او پرسیدیم رادیودارو چیست. او گفت یک مدل دارو است که تویش از مواد هسته‌ای استفاده شده. بعد هم یادم آورد شیرینی‌ای که هفته پیش خانه آقاجان داد برای رسیدن دانشمندان ایرانی به همین رادیوداروها بوده که هم ایران را جزو ۳ کشور خفن تولیدکننده قرار داده و هم با آن می‌شود ۳۰ مدل سرطان را درمان کرد. حتی سرطانی که آقاجان گرفته و مامان بهش می‌گوید: «سرطانِ اون جای اسمشو نبر». تازه دایی‌مان گفت پول خوبی هم تویش است. همین امسال ما ایرانی‌ها حدود ۷۰ میلیون دلار (که نمی‌دانیم چندتا صفر دارد) از دادن این دارو به کشورهای دیگر پول به جیب زدیم.
خلاصه ما فهمیدیم خیلی گنگ ایرانمان بالاست.
این بود انشای ما

ثبت ديدگاه