روز مرد

اول صحبت به نام لایموتِ ذی‌وجود
ثانیا چون روز مردان است بر ایشان درود

یک سلام ویژه هم دارم به آقای خودم
مثل پوتیفار هستی و زلیخایت شدم

در دلم ای مهربان، آدم حسابی، باوقار
ارزشت هی می‌رود بالا درست عین دلار

جیب خود را share کردی با من از روز نخست
راهبردش را سپردی دست من… دستت درست

پس چرا با اینهمه آقایی و جنتلمنی
بی‌اجازه ناخنک بر سیب‌زمینی می‌زنی؟

اینکه هربار و همیشه این خلالی‌ها کم است
یک قرار نانوشته در تمام عالم است

عطر من در خانه پیچیده‌ست جانا خواهشاً
دوش با عطرم نگیر از آن کمی کمتر بزن

در محل مشهوری و ذکر مدام عام و خاص
برده‌ای از یک محله، انچنین هوش و حواس

طبق اظهارات مردم شاهدان و ناظران
از در و همسایه و از غایبان و حاضران

بانگ آواز تو از حمام گرم و زیر دوش
رفته تا دکان آقا حشمت سبزی فروش

می‌شوی سنگ صبورم وقت بی‌اعصابیم
خرّ و پف‌هایت بجایش علت بی‌خوابیم

بوی جورابت اگرچه دشمن اکسیژن است
اینکه ابرو برنمیداری خودش یک آپشن است

توی بحران و بزنگاه و اساساً زندگی
جلوه‌ی آرامشی اسطوره‌ی دل‌گندگی

در جهان من همه کشک و ابرقدرت تویی
لایق پوشیدن یک جفت جوراب نویی

ثبت ديدگاه