شیر شبهای نبرد
۱۰:۰۳ ب٫ظ ۲۷-۱۲-۱۴۰۴
از پنجره خم شو، ببین موشک زدن را
آماده کن تابوت را قبر و کفن را
شلوارهای خیس، بر بازی گرفته
حیثیث عطر و اتوی پیرهن را
گرخید گنبد، هیکلت را قهوهای کرد
بردار از روی سرت تکه لگن را
بدجور میسوزی شنیدم در خبرها:
عمق جسارتهای بیحد یمن را
این حد جنازه کار دست گورکن نیست
باید فراخوان میزدی صد چاهکن را
شیر نر آمد، گشت خورد و بُرد و برگشت
بیدار کن از خواب ماده پنگوئن را
ثبت ديدگاه