رساله‌ای در باب کیفیت شهود مردمان ایران‌زمین
قائله طیاره گِردپَر

خبرگزاری‌ها می‌فرمایند که جیوش مقتدر ایران اسلامی با یک فروند پرنده خودپر وطنی به نام شاهد یکصد و سی و شش، که مخصوص اصابت به نفر، یا فوق فوقش ارابه نفربر است، زده‌اند به ملخ گردان یک هواپَر جیوش امپریالیستی آمریکای جهان تناول‌کن! موسوم به آپاچی.

صحت و سقم قضیه گردن ناقل اولیه آن، به ماچه! ما هم شنیده‌ایم. اصلا هم خصومت شخصی با دوستان سرخ‌پوست ساکن اصلی سرزمین موصوف به آمریکا نداریم. خاصه قبیله آپاچی‌ها که وصف حال تیزرکابی و دست به کمان بودن‌شان، به برادران عزیز چهارلنگ و هفت‌لنگ و بختیاری و قشقایی خودمان می‌برد، مگسک برنو دقیق و قطار فشنگشان مستمراً پُر و پیمان!

علی ای حال!

از ما و شاهدمان چنین کراماتی بعید نیست! هنوز صد روز نشده که ثابت کردیم دود از کنده بلند می‌شود. با طیاره F5 متولد سال ۶۰، البته ۱۹۶۰، با پایگاه السالم کویت آن کردیم که جاسم هم نامش را به گردن نمی‌گیرد! خاندان هواپیماهای F نسل دورقمی‌ها، تا نیم‌روز بعد از آن اوف‌اوف می‌گفتند و تبار بمب‌افکن‌های B، کمپلکس و از بیخ، جزوات آموزشی طراحی ورق می‌زدند که بدانند چه شد که چنین شد.

یا در زمان حرب ایران اسلامی با ارتش بعثی صدام، یزید الله حطب نار له، یک بار فقط با یک شلیک موشک هوا به هوا از جنگنده‌مان، سه جنگنده میگ ارتش متجاوز را در هوا مرغ سوخاری کردیم دیدنی!

همان سال، بر فراز هورالعظیم، با یک بالگرد کبری که باز مخصوص حرب زمینی با تانک و نفر و نفربر است، یک هواپر میگ، که سرعتش طعنه به میگ‌میگ می‌زد را زدیم. چنان سفت خورد که صنایع نظامی شرق و غرب با هم دردشان گرفت!

کلا ما به کرامات مشهوریم. ختم رُسُل قرآن آورد و ذوالفقار به علی داد و شق القمر کرد. بعد از آن باب معجزه را بست، کلید را به دست خلف صالحش سپرد. اما گفت اگر چیزی خواستید که تنها در ثریا گیر می‌آمد، یا کاری بود که از عهده عقل و درایت شما بر نمی‌آمد، به قبیله سلمان ما بسپارید که در انجام کاری که نمی‌شود استادند و در برابر اصرارشان نشد، کم آورده خودش نیست می‌شود.

یک توصیه هم به عقلای ارتش آمریکا! ایرانی جماعت را دست کم نگیر. اینها یا دشمن را شکست می‌دهند، یا دشمن را می‌بلعند و ایرانی‌شده پس می‌دهند. 

نقل است اسکندر بعد از فتح ایران، زمانی که به سمت هند لشکر می‌راند، لباس پارسیان پوشیده بود، زین اسبش پارتی بود و به زبان دری، وِر می‌زد. مسلمانی پسران چنگیز و تشیع نوادگان تیمور که از نقل گذشته و نصب‌العین همه شرق تا به غرب گشته است. تا به جای جیکوب، یعقوب نشده‌ای، قبل از اعتیاد به دوغ گازدار و خورشت فسنجان و کشک بادمجان، از این منطقه برو.

ثبت ديدگاه




عنوان