چرا رضا پهلوی نمی‌تواند شاه ایران بشود؟
مامااااان! پول!

با توجه به جنبش‌های بشر دوستانه اخیر در ایران و سیل خروشان مردم آریایی و مسلح‌مان، امید داشتیم که پس از سال‌ها مبارزه سیاسی علیه رژیم جمهوری اسلامی بتوانیم به دوران سراسر شکوفایی پهلوی بازگردیم و ایران رو دوباره از نو بسازیم که با انتشار این مقاله سیاسی از انتشارات مستر کینگ در لندن همه چیز دود شد رفت هوا. حالا بماند که هم اکنون ارتش پیاده نظام‌ مبارزین سیاسی هم به دست نیروهای امنیتی رژیم افتادند و احتمالا دارند از توی گونی صدای گردو درمی آورند.
در این مقاله به مستنداتی اشاره می‌شود که نشان می‌دهد چرا رضا پهلوی، میراث دار خاندان ایران ساز، نمی‌تواند دیگر شاه ایران بشود. در ادامه به صورت خلاصه به بخشی از این مقاله می‌پردازیم:
الف) رضا پهلوی که در عنفوان جوانی مثل پدرش علاقه زیادی به پریدن داشت علاقه خود را برای پدر مطرح کرد و قبل از اینکه جمله‌اش تمام بشود، پدر صف طویل و جمیلی از سکوهای پرش خود برای او فراهم کرد. رضا پهلوی که در آن زمان، موقتا، نمی‌خواست مانند پدر با این و آن بپرد و منظورش پرواز در آسمان بود، از علاقه خود به پرواز گفت. پدر که علاقه وافر او را به پریدن دید، از او قول گرفت که تحصیلات خود را در رشته ولیعهدی ادامه دهد و حالا در کنارش کلاس خلبانی هم برود. رضا پهلوی که از کره‌گی دم نداشت، به کلاس خلبانی رفت و همین که درسش رسید به پرواز انفرادی با جنگنده F5 جنگ ایران و عراق آغاز شد. این یعنی او واحدهای تئوری ولیعهدی را پاس کرده ولی واحدهای عملی را نتوانست به پایان برساند؛ در نتیجه تنها توانمندی او در حال حاضر این است که می‌تواند بپرد آن هم به شرط این که در این ۴۷ سال تمرین پریدن کرده باشد! حالا دیگر بگذریم از پا قدم میمونش که تا سوار جنگنده شد، جنگ شد!

ب) شرط لازمه بعدی برای شاه آینده‌ی ایران شدن، دارا بودن سلامت جسمی است. که دیگر حداقل به اندازه این آخوندها یک پنجاه سالی بتواند حکومت کند. رضا پهلوی که در این ۴۷ سال دست به سیاه و سفید نزده و دستانش از عروس الیزابت دوم صاف و صوف تر است، به مدت ۴۷ سال فقط خورده و خوابیده یا دیگر نهایتا نشسته است. از اضافه وزن و چربی خون و کبد چرب و زخم بستر و … که بگذریم، به علت پهنای باند پیش آمده برای نشیمنگاه ایشان، تخت سلطنت پدر اصلا دیگر اندازه ایشان نیست و نهایتا بتواند به عنوان چوب رختی در اتاقش از آن استفاده کند یا حتی می‌تواند مانند گذشته جهت تمرین فقط از آن سان ببیند. او خودش در مصاحبه‌ای اذعان دارد که تنها شغل او در این سال‌ها مبارزه سیاسی بوده است. به عنوان نمونه یکی از مبارزات سیاسی او در این سال‌ها، انتشار فراخوان سراسری جهت گذاشتن زباله‌ها در سطل آشغال در ساعت ۱۲ شب به جای ۹ شب بوده است.

ج) شرط لازم بعدی برای اداره کشوری غنی مانند ایران، داشتن دانش اقتصادی و توان حل بحران‌های اقتصادی است. تنها سیاست اقتصادی‌ای که رضا پهلوی در این ۴۷ سال از آن پیروی می کند، مکتب اقتصادی mothercost (مادرکاست=مادر خرج) بوده است. شاید این کلمه شما را به یاد واقعه Holocaust (هولوکاست) بیندازد. هولوکاست یعنی سوزاندن چیزی با آتش به طوری که کامل از میان برود. اگر آن چیز را پول‌هایی که جاوید شاه موقع فرار با خودش از ایران برده است تصور کنید، آن وقت معادله حل می‌شود. رضا پهلوی دارد فقط پول‌ها را دود می‌کند هوا! در واقع تنها تلاش رضا پهلوی در این ۴۷ سال برای پول در آوردن خلاصه می شود در دو کلمه: مامااااان! پول!
پس شاید بهتر باشد به جای خودش روی مادرش سرمایه گذاری کرد که حداقل به جای عقل اقتصادی نداشته‌ی پسرش، بودجه زیادی دارد. تازه کلاس هم دارد چون دیگر ایران هم مثل انگلستان به جای شاه، ملکه خواهد داشت.

ثبت ديدگاه