مثلا مسالمتآمیز
پوشک یا موشک؛ مسئله این است
۱۰:۰۳ ب٫ظ ۲۵-۱۰-۱۴۰۴
به نام خدا
آقا اجازه، وضعیت مملکت خیلی خراب میباشد. برادرمان خیلی ناراحت است که پدر و مادرمان دارند جلوی چشممان پرپر میشوند و برای همین میخواهد برود به گرانیها اعتراز کند. البته مادرمان میگوید او دارد ادای یک بلاگر را در میآورد و تازه خود آن بلاگر در دبی زندگی میکند. ولی مادرمان از دادن این اتّلاعات بسیار پشیمان میباشد؛ چون حالا برادرمان گیر داده که میخواهد برود در دبی زندگی کند. فکر کنیم دیگر پرپر شدن پدر و مادرمان برایش آن قدر مهم نیست.
پدر ما مرد زحمتکشی است. او هر روز از خروسخون تا بوق سّگ کار میکند تا خرج پوشک خواهر کوچکمان را در بیاورد. اما هر روز که میگذرد، میبیند باید بیشتر در بیاورد. البته وام فرزند سوم هم میتواند کمی از خرج پوشک را جور کند؛ فقط اگر تا قبل از اینکه آن را بدهند، مادرمان بچه را از پوشک نگرفته باشد.
تازه پدرمان این روزها مجبور است باز از بوق سّگ تا کله سحر برادرمان را از کوچه و خیابان جمع کند تا یک وقت دردسر درست نکند. خود برادرمان میگوید اعترازات مسالمتآمیز است. ما نمیدانیم مسالمتآمیز یعنی چی. ولی آنطور که پدرمان با مادرمان حرف میزد، فکر کنیم مثلا منظورش شکستن یکی دو تا شیشه و سنگ زدن به یکی دو تا مغازهدار و آتش زدن یکی دو جا باشد. شاید هم منظور برادرمان از مسالمتآمیز، مسلامتآمیز است؛ یعنی این که خودش سلامت آمیزیده میشود، یعنی میماند.
ما امیدواریم که وضع مملکت بهتر بشود، برادرمان دست از پرپر کردن پدر و مادرمان بردارد و شما هم مسلامتآمیز باشید.
پایان
ثبت ديدگاه