الایرانیون گفتند که میآییم اینجا برای المذاکره، ما هم گفتیم قدمتون بر روی العینمان.
فی الان یک چیزی هم خودمانی و درگوشی میگوییم ماهم مثل سوئیس هستیم در اینجا اما الدریغ از التف در کف ید ما که بیندازند.
وی به آزادسازی علاقه داشت چنان که در سنههای بعد به آزادسازی دلار و طلا و سکه روی آورد. ولی از آنجا که نمیتوانستند او را پدر آزادسازی بنامند، او را پدر بیمه خصوصی نامیدند.
بیشتر ایام سال بچهها به دلایل مختلف که برای شما روشن و برای ما چون شب تار بود در کنارمان نشستند. ما با یک نت دربهداغان و اعصابی بس داغانتر در حال آموزششان بودیم.
من شما را دوست دارم زیرا که پدربزرگم همیشه میگفت یعنی چی برای هر کاری باید عدم سوءسابقه داشت. این کارن ما چه گناهی کرده که زندان رفته. با این کار شما دایی ما هم میتواند سر کار برود.