مثلا مسالمت‌آمیز

پوشک‌ یا موشک؛ مسئله این است

خود برادرمان می‌گوید اعترازات مسالمت‌آمیز است. ما نمی‌دانیم مسالمت‌آمیز یعنی چی. ولی آن‌طور که پدرمان با مادرمان حرف می‌زد، فکر کنیم مثلا منظورش شکستن یکی دو تا شیشه و سنگ زدن به یکی دو تا مغازه‌دار و آتش زدن یکی دو جا باشد.

گوش شیطون‌کر

رادیویم داروست

بعدش از مادرمان پرسیدیم. او گفت لابد از همین چیزمیزهای جدید است که عمه‌ی عتیقه‌ات به صورتش می‌مالد که چروک‌هایش دیده نشود.

موضوع انشا: پدرم، ای صوتون پابرجا!

آقای پدرزاد

می‌گویند پدر نان‌آور خانه‌ است؛ اما آقای پدرزاد! بگذارید این را قبول نکنم؛ مادرم به من هشدار داده‌‌ است که هر روز بعد از مدرسه بدون سنگک وارد خانه نشوم. چرا کار ما را به اسم پدرمان تمام می‌کنند؟

آرزو

آشپن‌دار

پدرمان می‌گوید بد نیست یک بچه‌ هم به ما اضافه شود، تا ما هم یک ماشین ببریم. مادرمان می‌گوید حالا فکر کن بتوانیم در طرح شرکت کنیم و بر فرض هم در قرعه کشی برنده شدیم، پول نجومی ماشین را از کجا بیاوریم؟