گوش شیطون کر

حالا برای ثریا

آقا گرگه که دید این بزها از اون بزهای چغر بدبدنن رفت پیش آقا روباهه گفت: روبی جون دست به دمت؛ یه راهی یه چاهی یه آفتابه لگنی چیزی جلوی پام قرار بده.




عنوان