آخر پاییز
۱۰:۰۷ ق٫ظ ۳۰-۱۱-۱۴۰۴
گسترش داده دوباره توی دنیا دام را
مثل این که سفت کرده جای هر دو گام را
توی خوابش شببهشب پرتوپلاها دیده است
در توهمها شنیده واژهی will come را
میکشد بر هیکل آن گاوهای شیرده
بعد دوشیدن از آنها، پشتِ هم دشنام را
از عراق و سوریه، لبنان و غزه برده است
رنگ هر آرامش و هر لحظهی آرام را
از کاراکاس و کیِف برده است گاز و نفت را
تا نماید گرم با دزدی اجاق شام را
میخورد از آخور و از توبره همراه هم
تا به لفت و لیسها بیند دمِ خاخام را
در سیا بازی خدای روسیاهان زمین
کرده حتی روسفید ابلیس خونآشام را
خوک و کفتار و سگ و گرگند با هم توی شُور
دور خود آورده هم درنده هم احشام را
گفته که «خواهیم دید آخر چه خواهد شد»
ببین آخر پاییز وضع جوجه و فرجام را
در خلیج خوکها دوری بزن با خوکها
تا بفهمی مزهی آن حملهی ناکام را
میکنی تهدید شیر بیشهی این مرز را
دست کم گویا گرفتی امت اسلام را
گیلک و کرد و لر و ترک و بلوچ و ارمنی
در برآوردت نیاوردی تو این اقوام را
«ناو دشمن» گور خود را گم کن از اطراف ما
از خلیج فارس یانکی بشنو این پیغام را
آب دریا خاک گور ناوگانت میشود
چون خلیج فارس مدفون میکند اوهام را
غرق میگردد چنان فرعون در دریای نیل
میبرد گرداب در کام خود این بدنام را
ثبت ديدگاه