فروشنده
با ساز هر دلقک

راه راه: با چشمکِ پشمک، وطن را می‌فروشی باز
با خنده‌ی اِسنک، وطن را می‌فروشی باز

دل برده از تو هر دلار و یورو و دینار
با عشوه‌ی قلک، وطن را می‌فروشی باز

مانند شیری موش‌دل آماده‌ی جنگی
که با پِخی کوچک، وطن را می‌فروشی باز

تا که ریست گردد همه امعاء و احشاءت
بی روغن کرچک، وطن را می‌فروشی باز

تا که بماند خشک شلوار و تُشک بی‌شک
به بسته‌ای پوشک وطن را می‌فروشی باز

با مریم و مستر دونالد و پَهلَوَک(پهلوی کوچک) کوکی
با ساز هر دلقک، وطن را می‌فروشی باز

چشمت «سی‌اِن‌اِن»بین و گوشت چفتِ «بی‌بی‌سی»
با عینک و سمعک، وطن را می‌فروشی باز

هم‌دست اشراری، شدی هم‌پای اسرائیل
با تیر و نارنجک، وطن را می‌فروشی باز

ثبت ديدگاه