۱۱:۲۵ ب.ظ ۱۳۹۸-۰۳-۲۹

شب طنز «گریه بلد» ها!

حاشیه نگاری نطنز ۱۶

حدود ساعت ۱۸ سالن پر شده بود و صدای صندلی هایی که حوصله ی بلند شدن نداشتند و روی زمین کشیده می شدند، به سالن اضافه شد.

 

رک و بی تعارف باید گفت که به این ها نمی آمد ‌ اصلا معلوم بود که فتوشاپ اند و با تقطیع تحریف برش و هماهنگ سازی دور هم جمع شده اند.
یک مشت آدم «گریه بلد» می خواهند دور هم بخندند؟لابد سرد و بی مزه لوس و نچسب و خودگوییم و خود خندیم، هر هر چه هنرمندیم.
ورودی سالن یا کوره ی آدم پزی،صفحات روزنامه طنزشان را به دست ملت می دادند که البته بادبزن های خنده داری بودند!
حدود ساعت ۱۸ سالن پر شده بود و صدای صندلی هایی که حوصله ی بلند شدن نداشتند و روی زمین کشیده می شدند، به سالن اضافه شد.
وسط سالن یک میکروفون را از سقف اعدام کرده بودند که صدای کف و سوت را ضبط کند. وقتی خیالشان راحت شد که صندلی های شان کیپ شده و کلی مشتری سرپا هم دارند مثل راننده های سمج و خسیس خطی، دلشان به استارت زدن رضایت داد.

«همان همیشگی»
این پاسخ به یک کافه چی نیست بلکه درجواب حالا کی مجری بود استفاده می شود. علی زکریایی شانزدهمین شب طنز انقلاب اسلامی را شروع کرد و شاعر و طناز بود که همینطور به ردیف آماده ی اجرا شدند. چگالی شاعران برنامه آنقدر بالا بود که اگر از بالا یک سوزن می انداختی به سر یک شاعر فرو می رفت. از شعر های حال و هوای کنکور و امتحان گرفته تا حاج اقای شاعر که اینطور شروع‌ کرد:«غم عشق تو کرده بنده را مات»پناه بر خدا.. حاج آقا طنز جانداری گفت و رفت.. جماعت تشویق کردند. اینجا برای حاج اقا ها صلوات نمی فرستند؟
میکروفون روی تریبون گیج شده‌بود، یک بار با زاویه ۱۷۰ می رفت بالا و برای نفر بعد باید با زاویه ۳۰درجه پایین می آمد. برای نطنز های بعد باید بگویند به ترتیب قد اجرا کنند.
طنز ها یکی یکی اجرا می شوند و چیزی در دنیا نمانده که «لگدی» نخورده باشد. بی دلیل هم نیست که همیشه نطنز زیر زمینی است! این ها به خودشان هم رحم نمی کنند از اصولگرا و اصلاح طلب گرفته تا کلید و بیل روحانی تا حداد عادل و سعید عابد و رامبد جوان و البته ملکه ی انگلیس که تولدش بخش ویژه ی شب طنز بود!

بساط کیک و کادو های تولد ملکه با حضور نوه ای که آخر معلوم نشد BF سعودی است یا نوه ی انگلیسی! برپا شد.

یک تفنگ با گلوله های چسبونکی ویژه ی فرق پیشانی ملکه، یک عکس رئیس علی دلواری و بعد از آن یک بسته ایزی لایف برای عوارض بعد از دیدن این عکس، یک جمجمه که شده بود قمقمه و پر از خونِ شربت البالویی، برای این پیر خونخوار و دست آخر هم یک سرویس پارچ و بلور پایه ی ثابت کادوی همه ی تولد ها!

جماعت«گریه بلد» با اجرای خلیج سنت لورنس علی نصیری نژاد بمب خنده شده بودند و ماهیچه گونه ها شل کرده بود دیگر توان نداشت.
محفل طنز انقلاب اسلامی با چند شعر پایانی تمام شد. وقت خروج از سالن چند نفر داد میزدند که:«کمک به جشن تولد ملکه»! و بلیط اختیاری می فروختند.
قابلیت سفیر شدن انگلستان را به صورت بالقوه و نیم فعل داشتند.

کسانی که از سالن خارج می شدند، در خیابان گریه نمی کردند. طبق نظر سنجی همه از دمای سالن راضی بودند!

به این مقاله چندامتیاز می دهید؟
[تعداد: 4    میانگین: 3.3/5]

1
دیدگاه بگذارید

avatar
1 نظر دادن ها
0 پاسخهای موضوعی
0 دنبال کنندگان
 
پرواکنش ترین نظر
پرطرفدارترین نظرسنجی
1 نظر نویسندگان
بی نام نوشتن نظرات اخیر
  اشتراک در  
جدیدترین قدیمی ترین بیشتر رای دادند
اطلاع از
بی نام
مهمان
بی نام

شب خوبی بود، ممنون

به این مقاله چندامتیاز می دهید؟
[تعداد: 11    میانگین: 4.3/5]