۹:۴۲ ق.ظ ۱۳۹۵-۰۹-۱۳

شعر طنز/ بداهه سرایی پسانقض برجامی شاعران راه راه:

دست به هر چه میزنی، جان تو قفل میشود…

خنده ی بی امان تو، داده به ما امیدها
عاشق جانفشان تو، سیاه ها سفید ها
معترفند عاقلان، به هوش و درک و فهم تو
منتقدند عده ای ندیدها بدیدها

خنده ی بی امان تو، داده به ما امیدها
عاشق جانفشان تو، سیاه ها سفید ها

معترفند عاقلان، به هوش و درک و فهم تو
منتقدند عده ای ندیدها بدیدها

وقت مذاکره چنان خنده ی ناز میکنی
کشته شدند عده ای، داده بسی شهید ها

چون که درون مجلسی، نعره ی شیر میکشی
بلرزد از صدای تو مخالفت چو بیدها

ثبت شده ست موعد هواخوریت با کری
در همه ی کتاب ها تمام سررسیدها

شنیده ام چه چیزها خریده اید از فرنگ
چقدر سود کرده ایم، به لطف این خریدها

مثل همین توافقت٬که آخرش خراب شد
خرابتم عزیز من٬ خرابتم شدید هااااااا

حیف که نقض شد همه امیدتان به کدخدا
حیف که حیف شد همه، بیایدها بریدها

به کدخدا بگو چه شد آنهمه لبخند زدم؟!
جان من و جان شما، امید نا امید ها

قلم شکست و نقض شد، تمام عهدنامه، آه!
کجاست مژده هایتان؟ کجاست آن نوید ها؟

گرچه دوباره نقض شد روح توافقت ولی
در نظرت نمی رسد خدشه به آن وعیدها!

دست به هر چه میزنی٬جان تو قفل میشود
“تبرک” است دست تو٬ به جان آن “حمیدها”

آنکه به روی او شما٬ خنده ی ناز کرده ای
پهن نموده لُنگ خود٬به پیش او یزیدها

شاهرگ کلیدی‌اش قفل شده‌ست باز هم
دست گذاشته «سنا» باز روی وریدها

از شوک مجلس سنا, قلب تپنده ی اتم
به زیر این همه بتن, تو گوییا تپیدها

گفته ام از توافقت، مدح تو و “ثنا”ی او
ور بپرد “سِنا” که شد مانع شاکلیدها

گرفته اند هر چه هست و داده ایم هر چه بود
سیاه ها، سپید ها، قدیم ها، جدید ها!

در مخ دولت که پر از وعده‌ی پرامید بود
گشته عزا تمام آن گشایشات و عیدها

گفت که با توافقم مشکل آب حل شود
می کنم این چنین کساد کاسبیِ یزیدها

و لطف بیکرانتان سبد سبد به ما رسید
غنی شدیم عاقبت به یمن سوبسیدها

حسن! چرا شباهتی به تو ندارد این حسین
گمان کنم شما دو تن برادر اندرید٬ هااااا؟

چنان که میخوری تو از کنار خوان انقلاب
به دور اشکمت شود زیاد هی لیپیدها

چونکه اراده می کنی مشکل خلق حل شود
زیر اراده ی شما خم بشود حدیدها

سفر کنی به شهرها برای ما شود عیان
که در میان کودکان داشته ای مریدها

ماله کش عزیز تو ٬چنان تمیز میکند….
گفته برو‌کنار او، به سولفوریک اسیدها

دلارها گران شده, گلابی رسیده را
به قیمت قدیم ها، به کدخدا ندیدها!

رآکتور پر از بتن … بس است جان میکروفون!
عزیز من سکوت کن به پاس این فقیدها
بداهه سرایان آقایان: یاسر پناهی، محمد کفشدوز، سیدمهدی طیار، محمدحسین فیض، محمدیاسین اسدی، سیدمحمدحسینی
بانوان: م.ر.یثربی، ز.آراسته نیا، ف.انوری، م.رجایی

به این مقاله چندامتیاز می دهید؟
[تعداد: 0    میانگین: 0/5]

1
دیدگاه بگذارید

avatar
1 نظر دادن ها
0 پاسخهای موضوعی
0 دنبال کنندگان
 
پرواکنش ترین نظر
پرطرفدارترین نظرسنجی
1 نظر نویسندگان
هادی نوشتن نظرات اخیر
  اشتراک در  
جدیدترین قدیمی ترین بیشتر رای دادند
اطلاع از
هادی
مهمان
هادی

خیلی شاخ بود
خوشم اومد

به این مقاله چندامتیاز می دهید؟
[تعداد: 8    میانگین: 4.3/5]