فال

رفته بودم دکان رمّالی 

پیش رمال خبره و عالی

 

گفت در طالعت فقط جنگ است

سود تو توی تنگه‌ای تنگ است

 

توپ گردی که کله‌اش زرد است

طالعت را تهاجمی کرده است

 

می‌زنی توی کله‌ی پوکش

می‌شود دیس‌اَگریبل لوکَش! 

 

موشک صورتی زنی خوشکل!

موشکت را کنی به حیفا ول 

 

توی فال تو موش خواهد باخت

در تلاویوو دره خواهی ساخت

 

توی فالت شبیه یک شیری

دشمنان را تو گاز می‌گیری 

 

ناو آید که گاندو را بخورد

نعره‌ای می‌زنی و جا بخورد 

 

یال خود را تکان دهی در باد

هر کسی دید دل به عشقت داد

 

آخ مغزم، چه شد؟! چه بود این درد؟!

چوب پرچم مرا به خود آورد!

 

پیش رمّال نه خیابانم! 

طالعم را چه خوب می‌دانم

 

نیست طالع دگر از این بهتر:

ماندنم پای خاک این کشور

ثبت ديدگاه




عنوان