معرفی کتاب «راننده تاکسی» اثر محمود فرجامی
تعیین تکلیف پست­‌مدرنیسم در تاکسی سمند زرد

حواس­‌تان باشد اولین چیزی که با شنیدن عنوان کتاب «راننده تاکسی» به ذهن­تان می­‌رسد، کنار بگذارید تا موضوع را اشتباه نگیرید و پی کاری اقتباسی یا تقلیدی از فیلم راننده تاکسی اسکورسیزی با بازی بازیگر محبوب نصف ایران نگردید. چون محمود فرجامی، مترجم و طنزپرداز در «راننده تاکسی» اثر غیراقتباسی و غیرتقلیدی خودش، دقیقا از روزمرگی­‌های ساده یک راننده دارای تاکسی سمند زرد می­‌گوید.
«راننده تاکسی» نوشته محمود فرجامی شامل ۱۸ داستان کوتاه طنز از زبان یک راننده است. این کتاب توسط نشر نی در سال ۸۸ چاپ شده و تا سال ۹۴ به چاپ سوم رسید که برای یک اثر طنز، اتفاق امیدوارکننده­‌ای است.
همان­طور که در لایه دوم خاطرات­‌تان (بعد از حذف فیلم ذکرشده، در سطح اول) مشخص است؛ موضوع کتاب، اتفاقاتی است که یک راننده تاکسی وسط کلاچ گرفتن­‌ها و نیش­‌ترمزهای هرروزه از سر می­‌گذراند. گاهی خود اتفاق طنز است، مثل تعقیب کردن یک آدم مورددار برای دیدن صحنه­‌های هیجان­‌انگیز. گاهی اصلا خنده ندارد مثل حمله به یک مهاجر تحصیل­‌کرده، اما نوع پرداختن به موضوع مضحک است. ما با راننده­‌ای مواجهیم که مسافر را دست می­‌اندازد، به او فخر می­‌فروشد، تلکه­‌اش می­‌کند و کارهای دیگری که همه­‌مان از این قشر محترم و البته عمدتا پرزور و صد البته تحلیل­گر ارشد همه­‌چیز، دیده­‌ایم.
ایراد ریز ماجراهای کتاب این است که شخصیت اصلی بدون مقدمه شروع به تعریف خاطره کرده است. معلوم نیست راننده خاطراتش را کجا بازگو می­‌کند. روی سن تد؟ توی قهوه­‌خانه؟ و احتمالا به همین دلیل ادبیات و کلمات راننده­‌ها در آن گم است و باید با ذره­‌بین در میان کلمات یک مترجم فرهیخته ساکن خارج که از ادبیات جوانان استفاده می­‌کند، دنبال­شان گشت. از مجموع رفتارهای راننده­‌ها هم تنها دوبار آینه را روی صورت مسافر صندلی پشت تنظیم می­‌کند و این کم است.
ماجراهای کتاب هم در مجموع خط سیر ثابتی دارد. طنزنویس­‌ها معمولا از ابزار «ایجاد غافلگیری» برای تحسین و خنده مخاطب استفاده می­‌کنند. مثلا شما اگر در پایان قصه اول یک مجموعه داستان به این نتیجه برسید که شخصیت اصلی (در اینجا راننده) در تشخیص دادن موقعیت یک مهندس بدجور اشتباه کرده و در داستان دوم فعال مدنی را با آدم مورددار اشتباه گرفته، آیا در داستان سوم با سوار شدن فردی که او فکر می­‌کند بازرس تاکسیرانی است، حدس نمی­‌زنید باز هم اشتباه گرفته است؟ این جایی است که طنزنویس­‌ها غافلگیرتان می‌کنند. کاری که راننده تاکسی نکرده است.
ولی حتی اگر کسالت­‌باری خط سیر خواننده را آزار دهد، باز هم کفه شوخی­‌های خراسانی نویسنده مشهدی به یک­‌بار خواندن کتاب می­‌ارزد. با آدم خوب توی تاکسی همراه می‌شوی، آدم­‌های ساده و در عین حال هفت­‌خط -مثل راننده و اکثر حریف­‌هایش- برایت آشنا هستند و حتما یاد موارد مشابهی توی ذهن و زندگی­‌ات می­افتی که این­طور عق‌ات را درآورده باشند. اینها باعث شده از اینکه راننده­ای با ادبیات لاتی (که بر مشتی بودنش می­‌چربد) وارد بحث مدرنیسم و پست­‌مدرنیسم شده، تعجب نکنی و متوجه باشی که به این می­‌گویند اغراق در طنز. هرچند «لنگ منطق بودن» ماجراها و «نخود هر آش بودن» راننده را کمتر از داستان­ها دریافت کنی.
برعکس سایر آثار طنز، ویراستار این مجموعه استثنائا خیلی سفت به کارش چسبیده تا جایی که نیم­‌فاصله را در کلمه محاوره­‌ای «میزون» نیز رعایت کرده و برایتان «می‌زون» اش کرده است.
اگر دنبال خندیدن با شوخی­‌های محمود فرجامی در راننده تاکسی هستید، این کتاب علاوه­‌بر نسخه چاپی، در برنامه‌های کتابخوان نیز در دسترس است.

ثبت ديدگاه