تو کدوم لئونی
حُقهی حلقه
۳:۳۶ ب٫ظ ۰۸-۰۵-۱۴۰۵
چند پاکت شیر یک لیتری پرچرب برداشتم. میخواستم حتما حتما شیر میهن باشد. بین انتخاب گلدان آگلونما و برگ عبایی مانده بودم. برگ عبایی مفهوم را بهتر می ساند.
پاکت شیر های میهن و گلدان برگ عبایی را گذاشتم کنار مبل نسبتا راحتی تک نفره که زنگ در به صدا درامد. از چشمی بیرون را نگاه کردم. آدامس چسبیده بود. فهمیدم خودش است، در را باز کردم.
تا وارد شد همه اتاقها و راه در روها را چک کرد، پنجرهها را بست و پردهها را کشید و بالاخره نشست. یک لیوان شیر برایش ریختم و گفتم: خیلی خب لئون بهتره درباره کار حرف بزنیم. من سفارش کشتن چند تا خوک کثیف رو داشتم.
لئون گفت: راجع به خوکا بد صحبت نکن.
گفتم: باشه، فقط بدون هر چی بخوای گیرت میاد. برای پیش پرداخت همه ۱۰۰ کیلو طلای بازاریهای زنجان، پنج میلیارد به علاوه پنجاه گوسفند مهریه خانم برغمدی، ۱۰ میلیون دلار مقاومت عراقی و پنجاه میلیون یورو مجلس فعلا پیش پرداختت باشه. الان که داریم صحبت میکنیم هم خانوما دارن طلاهاشون رو اهدا میکنند برای این کار. بقیه دستمزدت رو بعد از دیدن سرهای بی ارزششون پرداخت میکنیم.
– برای؟
+معلومه . پاک سازی.
-چند تا؟
لیست را گذاشتم جلویش.
لئون شیر را سر کشید: اینا؟ خودشون برای سر من جایزه گذاشتن؟
+ وا!
– قانون من نه زن و نه بچه بود. وقتی پیشنهاد همکاری شون رو رد کردم، گفتن اون برا تو فیلم بود. ما خودمون تو رو ساختیم. خودمونم حذفت میکنیم.
+ خب بهم آموزش بده.با همون اسلحه آموزشی که رنگ میپاشید شروع کنیم؟
-نه. تا وقتی صدای شاهد ۱۳۶ رو داریم برای اجابت مزاج تو کت وشلوارشون کافیه.
+خب بعدش. این که نشد انتقام.
– لئون کاغذی بالا گرفت : این سند شکَّسست آمریکاست. انتقام که فقط کشتن نیست. ساختن کشور یعنی انتقام.
+تو کدوم لئونی؟ نسخهی فیلیمو؟ با اینترنت ایرانسل رایگان.
-باشه. شروع میکنیم. یادت باشه همیشه لباس کم بپوشی، هرگز کم رنگ تر از زمین نپوشی و فقط به هدفت تمرکز کنی.
+اینا روخودم تو دیالوگ هات یادداشت کردم. یه حرف جدید بزن. من میخوام اون عصاره پهن خالص رو از زمین بردارم و یک پاکسازی مفصل انجام بدم… یعنی ما.
-کیا؟
+ما. آزادگان جهان.
-تو مطمئنی لئون رو دیدی؟
+منظور؟
-اسم من حرفه ای بود، سریع، زیرک، دقیق، هوشیار. ولی برای بزرگترین پاکسازی عمرم هیچکدوم اینها به دردم نخورد جز: حقه حلقه. غیر حرفه ای ترین کار ممکن.
لئون این را گفت و رفت. نفهمیدم کی و چطور. بد و خیلی هم بیراه نمیگفت. توی ترب سرچ کردم خرید آنلاین ارزانترین نارنجک. ترب، مشهدی بازی اش گل کرد و شیرینی فروشی نشان داد.
کلافه دور وبرم را نگاه کردم دیدم لئون گلدانش را با خودش نبرده. گلدان را باید جایی می کاشتم که ریشه بدهد. چند حلقه کنار خاک گلدان جا گذاشته بود.

ثبت ديدگاه