تعبیر کابوس‌ها و رویاهای رضا پهلوی
سرابه آی سرابه

در باب اول از «کتاب هپروتیه» ذیل مبحث خواب‌های پادشاهی، «ابن پریش» بخشی را به تعبیر کابوس‌ها و رویاهای رضا پهلوی ملقب به رضاشاه دوم، کوروش سوم و نمی‌دانیم چی‌چی چهارم، اختصاص داده است. در ادامه چند نمونه از این تعبیرها خواهد آمد.
– اگر در خواب صداهای بلندی شنید به خیال توپ و ترقه خوف نکرده و جای خود را خیس ننماید. یحتمل صدای بوق کامیونی در حال گذر است.
– اگر در خواب ببیند تاج پادشاهی بر سر نهاده، دو حالت دارد. یکم آنکه شام سنگین خورده و رودل کرده است. دوم آنکه باید بگویم زرشک! همان یکم صحیح است.
– اگر در خواب ببیند مردم عظیمی دوره‌اش کرده‌اند و شعارهایی در حمایت از او سر می‌دهند خرکیف نشود. این‌ها همه‌اش سراب است. از همین روی تاج پلاستیکی‌اش را بغل کند و با مکیدن سماق به ادامه خواب خود بپردازد.
– اگر کماکان در خواب صداهای بلند می‌شنود نگران نباشد. انقلابی نشده و نیازی به فرار نیست. قطع به یقین کامیون در کوچه بن‌بست گیر کرده است که هی بوق می‌زند. فقط کافی است از جا برخیزد و به راننده بگوید «دِهَه».
– اگر خوابی نمی‌بیند به علت آن است که هنوز نخوابیده. انسان ابتدا باید بخوابد و سپس خواب ببیند. پس شروع کند به شمردن گوسفندها تا خوابش ببرد.
– اگر خواب ببیند همسرش در کنارش نشسته و دست در گردنش انداخته، دخترش به فارسی به او می‌گوید: «بابا شاه» و مادرش بدون لقوه با شادی از استقلال مادی او و اینکه دیگر ازش پول تو جیبی نمی‌گیرد صحبت می‌کند، نگران نباشد و به گیرنده‌های خود دست نزند. زیرا مدتی است خواب ندیده و سیستم وارد اسکرین سرور شده. کمی پهلو به پهلو شود همه چیز به تنظیمات کارخانه بازمی‌گردد.
– اگر همچنان در خواب صداهای بلند می‌شنود پس دیگر کامیون از کوچه در آمده و قضیه به آن مربوط نیست. یقیناً این‌بار صدای هشدار ساعت است که برای صبحگاه تنظیم شده. از آنجایی که کلی بالشت برای سان آماده هستند غرغر نکند و دل بدهد به کار و زودتر برخیزد.

ثبت ديدگاه