اعترافات یک دختر اغتشاشوی دستگیر شده
من توی تماشاچیا بودم

+ قَمه رو برای چی گرفته بودی دستت؟
– من توی تماشاچیا بودم.
+ خب! قمه چی بود دستت؟
– من تو تماشاچیا بودم قَمه رو یه موتوری به من داد.
+ کدوم موتوری؟
– من توی تماشاچیا بودم. یه موتوری که موتورسوار داشت.
+ همینطوری قَمه رو داد به تو؟
– گفت تو توی تماشاچیا وایستادی بیا این قمه رو بگیر.
+ تو هم گرفتی؟
– من توی تماشاچیا بودم آره قَمه رو گرفتم.
+ بعدش چیکار کردی؟
– گفتم چرا این موتوری‌ها رو از توی تماشاچیا جمع نمی‌کنن؟!
+ با قَمه چیکار کردی؟
– همون توی تماشاچیا شیشه مغازه‌ها رو خرد کردم. نوکش هم گیر کرد به چند نفر.
+ دیگه کی باهات بود؟
– مانی و رامبد و چنگیز و آتیلا و مایا و آزیتا هم توی تماشاچیا بودن.
+ اینا هم قمه داشتن؟
– توی تماشاچیا همه یه چیزی داشتن، حالا قمه یا کلت یا کوکتل یا کلاش. هوراد که هیچکدوم رو نداشت نارنجک برداشته بود.
+ از کجا؟
– اونم از یه موتوری که داشت رد می شد برداشت!
+ اون موتوری رو شناختی؟
– نه. من از توی تماشاچیا قیافه‌ شو ندیدم که مهراد بود
+ تا حالا بازی کامپیوتری یا موبایلی کردی؟
– نه! توی کالاف دیوتی هم تماشاچی بودم.
+ مگه میشه توی بازی، تماشاچی باشی؟
– بله من توی هر دو بخش سولو و اسکواد، تماشاچی سطح پرو ۴۵۰۰ بودم(۱).
+ بعدش با قمه چیکار کردی؟
– من توی تماشاچیا بودم یکی گفت تو که توی تماشاچیا هستی قمه‌ات رو بگیر بالا توی تماشاچیا.
+ همین؟ بگیر بالا؟
– آره! گفت توی تماشاچیا قمه‌ات رو بگیر بالا توی تماشاچیا.
+ ولی توی فیلم‌ها، تو داری به بقیه دستور میدی که چیکار کنن!
– من توی تماشاچیا بودم. اون پسره که فامیلمون بود، فامیل که نه آشنا، آشنا که نه! توی تماشاچیا «دراپ شات» بودیم باهم.
+ یعنی حرفه‌ای در کشتن دشمن. خُب بعد؟
– گفت تو که توی تماشاچیا وایستادی قمه‌ات رو «فلنک» کن توی بالای شکم اون.
+ کدوم؟
– یه پسر جوونی رو نشون داد.
+ نگفت چرا باید قمه‌ات رو فرو کنی بالای شکم اون پسر؟
– حتماً «راش» بوده دیگه چه بدونم من توی تماشاچیا بودم.
+ یعنی می‌گفتن به این حمله کن تو هم حمله می‌کردی؟
– نه! من گفتم من توی تماشاچیا هستم، بالای شکم کجا میشه؟
+ تو نمی‌دونی بالای شکم کجاست؟
– ناپ! من فقط زیر شکم راه دستمه.
+ بالاخره زدی؟
– بچه شدی؟! با یه کادی(۲) بالا صحبت می‌کنی‌ها! معلومه که زدم. از پشت فرو کردم تو پهلوش.
+ اون یارو که به تو گفت بزن چیکار کرد؟
– اون هم یکی زد توی اون یکی پهلوش. بعد منو «روتیت» کرد یه جایی اون‌ور شهر تو یه خونه امن.
+ آدرس خونه رو بگو
– نمی‌دونم.
+ چشمی بلدی؟
– نه اصلاً نرسیدیم. سر خیابون توی تماشاچیا بودم که گرفتنم.
+ اون پسره رو هم گرفتن؟
– نه.
+ فرار کرد؟
– نه. یعنی نتونست.
+ پس چی شد؟
– نامرد می‌خواست من رو توی تماشاچیا کیل کنه(۳)، زدنش، «لیزرد» شد(۴).
+ حرف دیگه‌ای داری؟
– من توی تماشاچیا بودم و نمی‌خواستم اون چندنفر رو بکشم و الان پشیمونم!

(۱) سولو: بازی انفرادی / اسکواد: بازی تیمی / سطح پرو ۴۵۰۰: بالاترین امتیاز در سطح حرفه ای بازی کالاف دیوتی
(۲) KD: مخفف تعداد کشته و قتلی که بازیکن در بازی کالاف دیوتی انجام داده است
(۳) Kill: کشتن. منو بکشه
(۴) Lasered: اصطلاحی در بازی کالاف دیوتی. وقتی استفاده می شود که یک نفر با یک شلیک خوب مُرده باشد.

ثبت ديدگاه