میزبان تو

بی‌شک نشانه‌ی مرضی در روان توست

این یاوه‌ها که تعبیه اندر دهان توست

 

سگ‌های زرد متفق‌القول شاکی‌اند

از اینکه نام‌شان لقب جاودان توست

 

در راهِ باز کردن هرمز بکوش چون

فتاح، در سواحل‌مان میزبان توست

 

آری برای باز شدن،تنگه را ببند!

دریایی از حماقت در ناوگان توست

 

با یک پِخِ تمدن ما پودر می‌شوی

بشنو صدای لِه شدن استخوان توست

 

بگذار تا برای ابد روشن‌ات کنم

آن تیره‌ای که دود شود دودمان توست

ثبت ديدگاه




عنوان