دایرهالمعارف همایونی
۲ شاه و ۳ فرار
۱۰:۰۱ ق٫ظ ۲۹-۱۰-۱۴۰۴
ربع پهلوی. [رُ پَ لَ]. پولتوجیبیگیرِ اعظم. در حسرت تاج و تخت. مفلوکتر از احمدشاه.
نور. آنچه از هر درز و دورزی وارد میشود. فرمانروای ترنسلیتلازم. خمس پهلوی.
یاسمین. [سَ نْ]. یاسمنگولای همایونی. نقطهی اتصال ایران و فرانسه.
دزد. [دُ زْ]. سارق. آنکه اموال غیر را به سرقت میبرد. محمدرضا پهلوی.
فرح. [فَ رَ]. نامی دخترانه. بانک بیساحل. وارث اموال مسروقه.
پهلوی. [پَ لَ]. ۲ شاه و ۳ فرار.
محمدرضا. [مُ حَ مَ رِ]. نامی پسرانه. اسپانسر عروسی بحرین. خسته و فراری.
رضاخان. [رِ نْ]. پالانی. شروعکنندهی کشف حجاب از ناموس خود. اسطورهی غیرت. موریس نشین.
اشرف پهلوی. [اَ رَ پَ لَ]. نوعی زبالهی با شیرابه. مروج مخدر در ایران.
احسان کرمی. [اِ کَ رَ]. سلطنتطلب. مصرفکنندهی دائم استفراغ.
حمید فرخنژاد. [حَ فَ رُ نِ]. فداکنندهی اعظم. مصرفکننده از توبره و آخور. حسنگلاب سابق.
دکتر. [دُ تُ]. طبیب. آنکه هنگام بیماری به او مراجعه میکنند. اشکان خطیبی.
ثبت ديدگاه