جلبک

دریوزه‌ای می‌خواست دنیا را ببلعد

یک مشت شن می‌خواست صحرا را ببلعد

 

آه از نهاد شیمی و فیزیک برخاست

آب دهان تا خواست دریا را ببلعد

 

یک جلبک بی بته از اپستین آمد

نخل ستبر سبز اینجا را ببلعد

 

با یک نفس، عیسی جهان را زنده می‌کرد

مردار آمد تا مسیحا را ببلعد

 

جنگنده و ناو و آواکس و گنده‌گویی

خیل ابابیل آن شترها را ببلعد

 

مادر نزایید و نمی‌زاید از این پس

آن را که ایران مادر ما را ببلعد

ثبت ديدگاه




عنوان