دایره‌المعارف همایونی

۲ شاه و ۳ فرار

دکتر. [دُ تُ]. طبیب. آن‌که هنگام بیماری به او مراجعه می‌کنند. اشکان خطیبی.

اندر احوالات پدر شعر فارسی

ستون

مادر وی به تک تک در و همساده و دوست و آشنا گفته بود که شازده پسرش پدر شعر فارسی و اولین شاعر پارسی‌گوی حوزه‌ی تمدن ایرانی در دوره‌ی ساسانی است که هر بار رودکی مجبور بود به مادر یادآوری کند که «سامانی است نه ساسانی»

نامه‌ای به مادربزرگم ملوک

خاطره‌ی مشترک من و پدربزرگ و پسته

ننه! تو چه می‌دانی از هزارتومان‌هایی که با خون جگر به دست می‌آیند و با تُف از دست می‌روند؟!

قوت قلب زنان

فرهنگ واژگان زنان

هدیه‌ی روز مادر. [هِ زِ دَ]. آنچه مادران ادعا می‌کنند نمی‌خواهند اما می‌خواهند. ظروف آشپزخانه. کارت هدیه.

گوش شیطون‌کر

حَیفِس

اگر بدانید بانک خون بند ناف رویان بزرگترین بانک خون بند ناف جهان است، دیگر کرکی به آدم می‌مونه؟ حقیقتا نه والا!