خر

بمب‌ها را مفت و ارزان می‌کنم
بمب باران می‌کنم
هر که تسلیمم نشد با اسکناس
اینجی کلیش واس ماس

شعبه‌ دیگری ندارد

به مامان رستم یکی زنگ زد
ز هجران شوهر به رخ چنگ زد
بدو گفت رودابه ای نازنین
مکوب این چنین پای خود بر زمین

آخه عید قربونه

می‌بینم رُبان زدین به گردنم!!!
مگه من سوپر منم؟
خوبه که عزای ما عیدتونه؟
آخه عید قربونه!

از وسط قاچین

یه روزی از این روزا حک می‌کنیم رو پرچم
«آزادیِ قشنگِ قدس شریف مبارک»

نگاهی عرفانی به خانه تکانی

«همه عمر بر ندارم سر ازین خمار مستی»
که هنوز کار مانده، و هنوز بی حساب است