راهکارهای بهشتی شدن

پاپ ایز فالوئینگ یو!

یا شاید بهتر باشد بگویم حالا چقدر کارها راحت تر شده. مثلاً بهشت رفتن یا در برزخ گیر نکردن

چگونه بر احساس خودپزشک پنداریمان فائق آییم

من از همه مریض ترم!

اگر یک دانشجوی ترم آخر یا دانش آموز کنکوری به پُستش بخورد، برای کاهش استرس و رفع کم خوابی اش آخرین مطالبی را که در مجله خانواده زرد یا در گروه تلگرام خوانده بازگو می کند. در نهایت جدید ترین محصول شرکت دارویی که در ماهواره تبلیغ می کند و برای همه چیز هم خوب است را به همه شان تجویز می کند. و ضمن تاکید بر اینکه «دکتر ها هیچی بلد نیستن» اضافه می کند: «من اگه صد تا دختر کور و کچل داشتم، یکی شو به دکتر نمی دادم!!»

خر حرفی!!

جایتان خالی، چند هفته پیش، به دعوت یکی از دوستان اقتصاد دان و بازاریابم، به جلسه ای دعوت شده بودم. اما از بد روزگار با کمی تاخیر و درست وقتی وارد مجلس شدم که همه ساکت نشسته بودند و ...

تا کَسی تاکسی نگوید؛ تاکسی نایستد!!

خدا نکند که هیچ بنی بشری محتاج دیگران شود. خصوصاً وقتی حسابی دیرش شده باشد. مثل بنده که همین چند وقت پیش که قصد جایی کرده بودم و دیرم هم شده بود...

حواسمان به اصراف باشد!

حتماً از این مرباجات یک بار مصرف که در اندازه های قلیل و در بسته بندی نحیف تولید می شوند، دیده اید. همان هایی که نهایتاً بشوند ده گرم. و باز نهایتاً، قیمتشان بشود پانصد تومان.