پدر و شوهرخاله از عملیات نجات ماهی بر می گردند. باز هم بین عُلما اختلاف می افتد. می نشینم داخل ماشین شوهرخاله و در هاله ای از دودِ دُمبه، پدر و شوهرخاله را تماشا می کنم که از خاطرات سربازیشان برای هم تعریف می کنند.
امیرحسن محمدپور
تقابل «جمعیت بیکار» لرستان با «جمعیت فعال» در 150 سال آینده
کسی که حقوق می گیرد، بیمه هم می خواهد! پس استانداری لرستان باید مبلغی هم برای «بیمه بیکاری» افرادی که در سال 1546 قرار است وارد استان بشوند و راست راست راه بروند و حقوق بگیرند در نظر بگیرد.
فرض کنید یک روز صبح از خواب بیدار میشوید، پایتان میرود روی پوست موز و زمین میخورید و در کمال ناباوری پایتان میشکند. (اینکه پوست موز از کجا پیدا میشود، بستگی به این دارد که خودتان را کجا فرض کرده بوده باشید؛ شما میتوانید خودتان را در اکوادور فرض کنید. حتی مورد داشتیم خودش را در جالیز فرض کرده و پایش رفته روی پوست خربزه!) همچنین برای آزادی بیشتر، این اختیار را دارید تا هر کدام از پاهایتان را که میخواهید، فرض کنید که شکسته است!
باز اگر هفته ای یکی دو پاساژ در تهران آتش می گرفت، کم کم برای مردم عادی می شد و از سرشان می افتاد و از یک جایی به بعد می گفتند: «ای بابا، بی خیال! بازم باید بریم در صحنه حضور داشته باشیم؟!»
جذاب ترین بخش غرفه راه راه، زمان حضور آقای احمد نجفی بود. که ایشان، هم برای آقای ترکان پیام نوشتند و هم با دیدن جلد شماره پنج مجله راه راه با تیتر «یانکی مون» در مورد بان کی مون صحبت کردند.