پدربزرگ میگفت: «علی -که من باشم- تنهاست و باید خواهر و برادری داشته باشد تا وقتی بزرگتر شد، در پرداخت قستِ وامهایش از آنها، کمک بگیرد.» پدربزرگ میگفت که او که همان«من» باشم، اگر چند خواهر و برادر داشته باشم و روزی جایی نیاز به ضامن پیدا کنم.
مسئله اصلی لباس خواهرم نبود، بلکه پروژه آنجایی متوقف شد که ما هر چه در اطراف و اکناف تا شش نسل قبل و بعد و زیرشاخههای هرمی فامیل و دوست و آشنا را گشتیم یک دختر پولدار پیدا نشد که نشد.
نماینده روسیه: ولی این کار حمله مستقیم به خاک کشور مورد تهاجم به حساب میادا.
نماینده آمریکا: کدوم حمله مستقیم؟! ما که هنوز داریم بررسی میکنیم.
نماینده فرانسه: یه لیوان آب بخور داداش، اونقدرا هم مستقیم نبودهها.