اینجا یک سری استعاره و یا ضربالمثل و هرچه هست، از قبل پیدا میکنید و در هر بالا گرفتن بحث، به طرفِ مقابلتان پرتاب میکنید تا بگنجد در وی. بعد میتوانید کلاً بزنید زیرش و گردن نگیرید. یا بگویید که منظورتان چیز دیگری بود.
ما هم اگر آقای خودمان بودیم، الان در خانه و ویلای خیلی خیلی بزرگمان نشسته بودیم و برای هر اتاق آن یک بخاری گذاشته بودیم و دیگر کسی نمیتوانست به ما بگوید درجه بخاریمان را روی چند بگذاریم و کی استخرمان را پر کنیم یا نکنیم.
مردک! این امورات چه دخلی به رعایا دارد که کاج جلوی چشمشان باشد یا نباشد؟! ما تازه از بلاد فرنگ به بلد طهران آمدهایم باید جشن کریسمس را به طور مبسوط برگزار کنیم تا ملت هم پروگرس کنند! کاج را بر بام شمسالعماره علم کنید، ریسهبندی هم یادتان نرود.